اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٧٢ - تحقيق در ارتباط با اشتراك لفظى
يكى از مقوله لفظ و ديگرى از مقوله معناست- ملازمه واقعيّه درست كند؟ لفظ و معنا دو امر متباين بوده و واضع نمىتواند بين دو امر متباين- كه هيچ ملازمهاى بين آنها وجود ندارد- ملازمه واقعيّه و تكوينيّه درست كند. و اگر گفته شود: «واضع، بين لفظ و معنا ملازمه اعتباريه درست مىكند» ما مىگوييم: ملازمه اعتباريه چه معنايى مىتواند داشته باشد، مگر در هر چيزى مىتوان ملازمه اعتباريه را مطرح كرد؟ علاوه بر اين، ما گفتيم: «واضع، در مقام وضع، همان كارى را انجام مىدهد كه پدر در مقام نامگذارى فرزند انجام مىدهد»، آيا اگر شما از چنين پدرى سؤال كنيد:
چه كارى مىخواهى انجام دهى، او مىگويد: مىخواهم بين لفظ و معنا ملازمه ايجاد كنم؟ اصلًا مسأله ملازمه مطرح نيست. واقعيت مسئله اين است كه اين لفظ جاى اشاره عمليه را بگيرد. جاى آن اشارهاى كه در همه جا راه ندارد را بگيرد، چون اشاره، تنها در صورت حضور مشاراليه مطرح است درحالىكه پدر گاهى در غياب فرزند مىخواهد او را موضوع براى حكمى قرار دهد، آنجا چگونه به او اشاره كند؟ در اينجا آمدهاند بهجاى اشاره عمليه، يك لفظ را جايگزين كردهاند كه هم با حضور مشاراليه و هم با غياب او و هم با موتش و هم با حياتش، به عنوان علامت براى مشاراليه و معرِّف براى آن است. معرِّف بودن، يك مطلب و جعل ملازمه مطلبى ديگر است و بين اينها ارتباطى وجود ندارد.
تحقيق در ارتباط با اشتراك لفظى
از آنچه گفته شد معلوم گرديد كه ادلّه قائلين به ضرورى الوجود بودن اشتراك لفظى و نيز ادلّه قائلين به ضرورى العدم بودن آن ناتمام است. مقتضاى تحقيق اين است كه اشتراك لفظى نه ضرورى الوجود است و نه ضرورى العدم، بلكه امرى ممكن است كه مىتواند در خارج تحقّق داشته باشد و وقوع،