اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٧٨ - ٢- نظريّه آيت اللَّه خويى «دام ظلّه»
هم آن معنا به ذهن ما نمىآيد. پس در مقابل بساطت، عنوان تركيب قرار دارد. تركيب، به اين معناست كه با شنيدن مشتق، معناى مركّب ناقصى به ذهن انسان بيايد، آنگونه كه با شنيدن مضاف و مضاف اليه، معناى مركّب ناقصى به ذهن انسان مىآيد، مثلًا با شنيدن كلمه «ضارب» معناى تركيبى ناقصى مثل «ذات ثبت له الضرب» به ذهن انسان بيايد. اگر به جاى كلمه «ضارب» عنوان «ذات ثبت له الضرب» به گوش شما بخورد، يك معناى تركيبى ناقص به ذهن شما مىآيد، از ذات يك معنا و از ضرب هم معناى ديگر و از كلمه «له» كه بر ارتباط بين ذات و ضرب دلالت مىكند معناى سوّمى بنام نسبت به ذهن مىآيد. كسانى كه در باب مشتق قائل به تركيبند بايد يك چنين چيزى را بگويند، كه ما با شنيدن كلمه «ضارب» يك معناى تركيبى به ذهنمان مىآيد، و آن معناى تركيبى يا سه جزء دارد: ذات، حدث و نسبت، و يا داراى دو جزء است: حدث و نسبتِ حدث به ذات. و نفس ذات، خارج از معناى مشتق است. پس تركيبى كه در اينجا مطرح است مثل تركيبى است كه در ارتباط با دو لفظ مركّب تصوّر مىشود البته مركّبى كه تركيب آن ناقص باشد. در نتيجه اصل كلام مرحوم آخوند در ارتباط با معناى بساطت و تركيب مورد قبول است اگرچه تشبيهى كه ايشان ذكر كرد مورد قبول ما قرار نگرفت. خلاصه كلام مرحوم آخوند اين بود كه معناى بساطت، همان بساطت در عالم ادراك و در عالم لحاظ و تصوّر است و اين بساطت، با تركيبى كه از تحليل عقلى بهدستمىآيد منافاتى ندارد.
در مقابل اين بساطت، تركيبى كه قائل به تركيب مىتواند ادّعا كند نيز همان تركيب در مقام تصوّر و ادراك است يعنى با شنيدن لفظ مشتق، چند معنا به ذهن بيايد همانطور كه با شنيدن «ذات ثبت له الضرب» چند معنا به ذهن مىآيد.
٢- نظريّه آيتاللَّه خويى «دام ظلّه»
معنايى كه مرحوم آخوند براى بساطت و تركيب بيان فرمود، بهشدت مورد انكار