اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٣٣ - حل اشكال در اسم مكان
وقت بحث مىكنيم كه آيا اطلاق مفتاح در «ما انقضى عنه المبدأ» به نحو حقيقت است يا به نحو مجاز؟ اگر مشتق، حقيقت در اعم شد، چنين اطلاقى حقيقت خواهد بود و اگر حقيقت در خصوص متلبّس به مبدأ بود، چنين اطلاقى مجاز خواهد بود. پس در مورد اسم آلت آنچه هست و نيست در ارتباط با هيئت است و مادّه آن همان مادّه فعلى است و فتح فعلى در آن مطرح است. مفتاح يعنى چيزى كه آليت براى فتح فعلى دارد.
حل اشكال در اسم مكان
در مورد اسم مكان نيز شبيه همان حرفى را مىزنيم كه در مورد اسم آلت گفتيم:
بنابراين مىگوييم: «مسجد» بهمعناى «المكان الذي وقع فيه السجود بالفعل» نيست بلكه معناى آن «المكان الذي أُعدّ لأنّ يتحقّق فيه السجود بالفعل» است [١] و در مكانى كه براى يك چنين معنايى مهيّا شده لازم نيست سجودى تحقّق پيدا كرده باشد. و حتّى اگر هيچگاه هم تحقّق پيدا نكند لطمهاى به اين معنا وارد نمىكند زيرا اين مكان مهيّا بر اين است كه در آن سجود فعلى تحقّق پيدا كند نه اين كه سجود فعلى در خارج واقع شده يا واقع خواهد شد. در اين صورت، تا زمانى كه اين مكان يك چنين آمادگى را دارد «متلبّس به مبدأ» خواهد بود و اگر روزى اين آمادگى را از دست داد «منقضى عنه المبدأ» خواهد شد. ولى اين حرف داراى يك اشكال است، زيرا در تمام «اسم مكان» ها جارى نيست.
مثلًا اگر از شما سؤال شود: مكان شما در نماز جماعت در كدام صف بود؟ شما مىآييد و مكان معيّنى را نشان داده و از آن به صورت اسم مكان تعبير مىكنيد. اين معنايش اين نيست كه مهيّا شده براى شما و نماز شما.
[١]- اگرچه در خود معناى سجده در سَجَدَ كه فعليّت اخذ شده، ما هيچ دخالتى نمىكنيم. نمىگوييم: چطور شما به اين مكان، مسجد مىگوييد در حالى كه حتّى يك سجده فعليّه در آن تحقّق پيدا نكرده است؟ بلكه مىگوييم: مسجد يعنى مكان مهيّا براى سجده فعلى.