اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١٨ - كلام امام خمينى «دام ظلّه»
توضيح: آنچه ما در خارج مىبينيم، مركّبى است كه از مقولات مختلف تشكيل شده است. و آن بسيطى كه معناى نماز و مأمور به مولا مىباشد، به اعتراف خود مرحوم آخوند، وجودى جداى از وجود آن مركّب ندارد [١] و مسئله تعدّد وجود و سبب و مسبّب مطرح نيست. و بدون ترديد، اينها يك وجودند. ممكن است كسى بگويد: چگونه مىشود يك بسيط- در كمال بساطت- با يك مركّب از اجزاء و مقولات متباين، اتّحاد وجودى- مثل اتحاد بين انسان و زيد- داشته باشند؟ از كلام امام خمينى «دام ظلّه» و مرحوم نائينى استفاده مىشود كه اين دو بزرگوار در معقوليت اين مطلب مناقشه نكردهاند و الّا حق اين بود كه از همين راه به مرحوم آخوند اشكال كنند و بگويند: شما از طرفى مسمّى را بسيط مىدانيد و از طرفى معتقديد: همينكه در خارج تحقّق پيدا كرده نماز است. چگونه مىشود بسيط با مركّب اتحاد وجودى داشته باشند؟ حال مىگوييم: اگر بسيط با مركّب، اتحاد وجودى دارند چرا نتوانيم انحلال را تصور كنيم؟ ما همان انحلالى را كه در دوران امر بين اقلّ و اكثر ارتباطى، مبناى اصالة البراءة بود در اينجا پياده مىكنيم. به عبارت ديگر: به نظر ما فرقى نمىكند كه كسى- مثل امام بزرگوار «دام ظلّه»- نماز را مستقيماً امر مركّبى بداند يا اين كه- مانند مرحوم آخوند- آن را امر بسيطى بداند كه با مركّب اتحاد وجودى پيدا كرده است. اگر امر بسيطى با مركّب متّحد باشد چرا انحلال جريان نداشته باشد؟ بنابراين، ما مىتوانيم از مرحوم آخوند دفاع كرده و بگوييم: ايشان با وجود اين كه موضوع له را بسيط مىداند ولى مىتواند در مسئله دوران امر بين اقلّ و اكثر ارتباطى قائل به اصالة البراءة شود.
[١]- مرحوم آخوند، اين مطلب را در مسئله شك در محصِّل و متحصّل بيان فرمود.