اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٠٨ - آيا هيئات افعال داراى معناى اسمى است يا معناى حرفى؟
مستقبل را به همراه دارد امّا اگر اين معنا «اراده خداوند» باشد اين ديگر ما فوق زمان است و ارتباطى به زمان ندارد. [١] مرحوم آخوند به دنبال اين بحث دو مؤيّد ذكر مىكند كه بعداً به مؤيّد دوّم ايشان اشاره خواهيم كرد.
آيا هيئات افعال داراى معناى اسمى است يا معناى حرفى؟
در باب افعال، آنچه به عنوان محور است عبارت از هيئت مىباشد. و همانطور كه در باب خارجيات مىگوييم: «شيئية الشيء بصورته» [٢] در باب مشتقات هم «شيئيت مشتق، به هيئت اشتقاقى و هيئت فعلى آن است» پس در حقيقت، محور در باب افعال، همان هيئات است. حال ببينيم آيا هيئات، داراى معناى اسمى مىباشند يا معناى حرفى؟ در باب وضع حروف، مشهور و محقّقين- برخلاف مرحوم آخوند- قائلند كه وضع حروف، عام و موضوع له خاص است. وقتى واضع مىخواسته كلمه «مِنْ» را وضع كند، مفهوم كلّى ابتداء را ملاحظه كرده ولى كلمه «مِنْ» را براى اين مفهوم كلّى وضع نكرده است بلكه «مِنْ» را براى معنايى غير مستقل- كه عبارت از ابتداهاى خارجى است- وضع كرده است. [٣] و ما در اين زمينه بحث مبسوطى ارائه كرديم و نظر ما هم منتهى شد به نظريهاى كه مرحوم محقّق اصفهانى بيان كرد. ايشان فرمود: در «زيد في الدار» سه واقعيّت داريم: واقعيّت زيد، واقعيّت دار، واقعيّت بودن زيد در دار. واقعيّت اوّل و دوّم
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٦١ و ٦٢
[٢]- شرح المنظومة، قسم الفلسفة، ص ١٢٧
[٣]- الفصول الغروية في الاصول الفقهية، ص ١٦، قوانين الاصول، ج ١، ص ١٠، هداية المسترشدين، ص ٣٠