اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٨٧ - دليل سوّم (حديث «بُني الإسلام»)
حسب اعتقاد خودشان صحيح است نه به حسب اعتقاد ما، زيرا ما «ولايت» را در صحت عبادت، شرط مىدانيم. ممكن است كسى بگويد: تقدير «عندهم» در روايت، مسئله را بعيد مىكند.
مىگوييم: نه، مگر بين فقهاى شيعه، در مسأله صلاة صحيح، اختلاف وجود ندارد؟
بعضى سوره را جزء نماز مىدانند، بنابراين اگر كسى آن را عمداً ترك كند نماز باطل است و بعضى جزئيت آن را قبول ندارند و ترك عمدى آن را موجب بطلان نمىدانند.
بنابراين، وقتى ما مىگوييم: صلاة، براى «صلاة صحيح» وضع شده است دنبال آن «عندنا» و «عندهم» وجود ندارد. و الّا اگر مىخواست «عندهم» و «عندنا» وجود داشته باشد در خود «عندنا» هم اختلاف شده است. كسى كه سوره را جزء صلاة مىداند مىتواند به كسى كه آن را جزء نمىداند بگويد: صلاة تو، چيزى نيست كه اسلام برآن بنا شده باشد. سؤال كند: چرا؟ جواب دهد: چون بهنظر ما سوره، جزئيت دارد. مىگويد:
من به عقيده شما چهكار دارم، من خودم مجتهد و داراى قدرت استنباط هستم. بنابراين، دنبال كلمه «صحيحه» كلمه «عندنا» و «عندهم» خصوصيتى ندارد. در اين صورت، «أخذ الناس بالأربع» معناى صحيحى دارد، يعنى سنّىها نماز صحيح را گرفتهاند. واقعاً هم نماز صحيح را گرفتهاند ولى صحيح بهنظر خودشان. و مجرّد اين كه ما مىگوييم: «آنچه بهنظر آنها صحيح است، درنظر ما باطل است»، معنايش اين نيست كه «أخذ الناس بالأربع» در غير نماز صحيح استعمال شده باشد. خير، در نماز صحيح استعمال شده ولى به حسب اعتقاد خودشان. در جمله «لو أنّ أحداً صام نهاره و ...» نيز همين حرف را مىزنيم يعنى «لو أنّ أحداً صام بالصوم الصحيح» ولى «صحيح عنده» نه «صحيح عندنا». و «عنده» و «عندنا» دخالتى در مسئله ندارد. اگر ما روايت را اين گونه معنا كنيم نتيجه اين مىشود كه اين الفاظ- در اين روايت- در معانى صحيحه استعمال شدهاند. از ابتداى روايت كه شروع مىكنيم، قرينه وجود دارد بر اين كه «صلاة صحيحه» اراده شده است، زيرا صلاة صحيحه است كه مبناى اسلام است. در دو تعبير بعدى هم در «صحيح» استعمال شده ولى دنبال كلمه