اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٣٨ - استعمال لفظ در اكثر از معنا در قرآن كريم
لفظ در اكثر از معنا، استحاله ندارد و از نظر وضع هم جايز است و استعمال آنهم به نحو حقيقت است.
استعمال لفظ در اكثر از معنا در قرآن كريم
مرحوم آخوند در مرحله اوّل بحث، استعمال لفظ در اكثر از معنا را مستحيل دانست. در اينجا ايشان توهّمى را مطرح كرده و به جواب از آن مىپردازد: توهّم اين است كه ما روايات متعدّدى داريم كه از آنها استفاده مىشود قرآن داراى ظاهر و باطن است «له ظهر و بطن» و تعبيرات مختلفى در اين مورد وجود دارد. در بعضى از روايات وارد شده كه «ظاهره أنيق و باطنه عميق» [١] كه مسأله ظاهر و باطن را براى قرآن، مسلّم دانسته و مىفرمايد: ظاهر آن «أنيق»- يعنى اعجابآور- و باطن آن «عميق»- يعنى داراى عمق- است. روايات ديگرى نيز داريم كه مىفرمايد: «قرآن داراى هفت بطن است» و در بعضى مىفرمايد: «قرآن داراى هفتاد بطن است». [٢] مرحوم آخوند مىفرمايد: ممكن است كسى بگويد: رواياتى كه براى قرآن ظاهر و باطن درست مىكند- حتى اگر يك بطن هم داشته باشد- معنايش اين است كه الفاظ قرآن داراى دو معناست، از يك معناى آن به معناى ظاهر و از ديگرى به معناى باطن تعبير مىشود. پس حدّ اقل دو معنا مطرح است. و اگر ما روايات هفت بطن را بگيريم معنايش اين است كه قرآن هشت معنا دارد يكى از آن معانى ظاهر و هفت معناى ديگر، باطن مىباشند و اگر روايات هفتاد بطن را بگيريم معنايش اين است كه قرآن داراى هفتاد و يك معناست كه يكى از آنها ظاهر و هفتاد معناى ديگر، باطن مىباشند.
[١]- بحارالأنوار، ج ٩٢، باب ١، باب فضل القرآن و إعجازه، ح ١٦
[٢]- بحارالأنوار، ج ٩٢، باب ٨، باب أنّ للقرآن ظهراً و بطناً.