اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٨٧ - كلام محقّق شريف رحمه الله در حاشيه شرح مطالع
كه بر تمام چيزها حمل مىشود؟ عنوان «شىء» بر واجب، ممكن و حتّى بر ممتنع حمل مىشود. شما وقتى «شريك الباري» را موضوع قرار مىدهيد، «شىء» را برآن اطلاق مىكنيد. وقتى ما ديديم چيزى هم بر واجب و هم بر ممكن و هم بر ممتنع صادق است مىفهميم اين چيز عنوان ذاتى و عنوان جوهرى ندارد. و از طرفى ما مىبينيم با وجود اين كه مقولات، امور متباين هستند و امكان اجتماع بين آنها تحقّق ندارد، عنوان «شىء» بر تمامى مقولات صدق مىكند. در نتيجه عنوان شيئيّت، به ذات و ذاتيّات ارتباطى ندارد بلكه به عنوان يك وصف عام و عرض عام مطرح است كه بر تمام مقولات و بر واجب و ممكن و ممتنع صادق است. پس «شىء» به عنوان يك عرض عام مطرح است و اگر شما بخواهيد «شىء» را در معناى «ناطق» بياوريد بايد ملتزم شويد كه عرض عام داخل در جزء مقوّم- يعنى فصل- مىباشد. درحالىكه حساب ذاتيّات با حساب عرض عام و عرض خاص جداست. حتّى عرض خاص هم خارج از ماهيّت است چه رسد به عرض عام. و شما اگر عنوان «شىء» را در معناى «ناطق» بياوريد لازم مىآيد كه عرض عام داخل در فصل شده باشد، يعنى چيزى كه خارج از ذات و خارج از قوام ذات است و به عنوان عرض مطرح است، جزء فصل و جزء مقوّم ذات شود. و چنين چيزى محال است. امّا اگر قائل به جزئيّت مصاديق «شىء» در معناى مشتق شويد، اشكالى در مورد «ضاحك» پيدا مىشود. [١] زيرا شما بايد ملتزم شويد كه مصداق «شىء» به عنوان جزء براى معناى «ضاحك» است. و مصداق «شىء» عبارت از خود «انسان» است. چيز ديگرى نمىتواند مصداق «شىء» باشد و در معناى «ضاحك» جزئيّت داشته باشد. در اين صورت، معناى «الإنسان ضاحك» مىشود: «الإنسان إنسان له الضحك». محقّق شريف رحمه الله مىفرمايد: اگر قبل از اين كه اين حرفها پيش بيايد از شما در رابطه با جهت
[١]- توضيح: اشكال قبلى، در مورد «ضاحك» وارد نيست، زيرا برفرض كه عرض عام داخل در عرض خاص باشد، مشكلى پيش نمىآيد، آنچه محال بود، دخول عرض عام در فصل بود.