اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٦٤ - اشكالات مرحوم آخوند بر دليل فوق
وضع، مقدّمه استعمال است و استعمال، متناهى است، اوضاع غير متناهى نمىتواند تحقّق پيدا كند». خلاصه حرف مرحوم آخوند اين است كه اگر الفاظ، متناهى و معانى غير متناهى باشند، لازم مىآيد كه اوضاع غير متناهى باشند و اوضاع غير متناهى داراى اشكال است خواه واضع خداوند باشد يا بشر. [١] بررسى اشكال اوّل مرحوم آخوند: اگرچه كلام مرحوم آخوند فىنفسه خوب است ولى مىتوان به گوشهاى از آن مناقشه كرد. و آن اين است كه در بررسى اقسام وضع، گفتيم: يكى از اقسام وضع، عبارت از «وضع عام و موضوع له خاص» است. كه بهنظر ما اين صورت، از جهت مقام تصوّر هم داراى اشكال بود، امّا مرحوم آخوند ترديدى نداشت كه «وضع عام و موضوع له خاص» داراى امكان تصوّر است ولى مىفرمود: مسأله حروف، به عنوان مصداق براى «وضع عام و موضوع له خاص» نيست. ما اينجا به مرحوم آخوند مىگوييم: در «وضع عام و موضوع له خاص»، واضع، يك معناى كلّى را درنظر مىگيرد ولى لفظ را براى افراد و مصاديق آن وضع مىكند. اگر معناى موضوع له اين لفظ، عبارت از افراد و مصاديق و جزئيات شد، بين اين جزئيات و افراد، تباين وجود دارد، يعنى درحقيقت، موضوع له اين لفظ، عبارت از افراد و معانى متباين و غير قابل اجتماع است.
و در اين صورت، آيا چيزى غير از اشتراك لفظى تصوّر مىشود؟ آيا در «وضع عام و موضوع له خاص» اشتراك معنوى تحقّق دارد؟ اشتراك معنوى به اين معناست كه لفظ براى قدر جامع وضع شده باشد، براى معناى عام وضع شده باشد. در حالى كه شما فرض مىكنيد كه براى معناى عام وضع نشده است بلكه براى افراد و مصاديق و
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٥٣