اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٩٣ - نظريه مرحوم آخوند
مرحوم آخوند مىفرمايد: لحاظى كه به لفظ تعلّق مىگيرد، لحاظ تبعى است. لفظ- در مقابل معنا- اصالت ندارد، بههمينجهت، لحاظ استقلالى به معنا تعلّق مىگيرد و لحاظ تبعى به لفظ متعلّق مىشود. و وقتى لحاظ تبعى به لفظ تعلّق مىگيرد، در ما نحن فيه بايد دو لحاظ در ارتباط با لفظ مطرح شود، يك لحاظ تبعى به عنوان تبعيت از معناى اوّل و يك لحاظ تبعى به عنوان تبعيت از معناى دوّم. آنوقت نتيجه اين مىشود كه در عالم معنا، دو لحاظ استقلالى به دو معنا تعلّق گرفته- كه اين مانعى ندارد- ولى به تبعيت از اين دو لحاظ، دو لحاظ تبعى به لفظ تعلّق مىگيرد و معنا ندارد كه در يك استعمال، و در آنِ واحد، دو لحاظ به يك لفظ تعلّق بگيرد. مگر اين كه لاحظ، «أحول العينين»- آدم دو بين، كه هر چيز را برخلاف واقع، دو تا مىبيند- باشد كه در اين صورت مانعى ندارد كه لفظ را هم دوتا ببيند و دو لحاظ تبعى به لفظ متعلّق شود. ولى آنچه را أحول مىبيند واقعيت نيست. واقعيت، يك چيز است اگرچه از نظر او دو چيز مطرح است. و فرض اين است كه چشم ما خوب مىبيند و يك لفظ را، يك لفظ مىبيند. [١] از اين عبارت مرحوم آخوند بهخوبى روشن نمىشود كه ايشان مسأله استحاله را با توجه به چه چيزى قائل شده است؟ در كلام ايشان سه احتمال وجود دارد كه ازنظر قرب و بعد، در يك درجه نيستند. احتمال اوّل: نقطه اساسى كه مرحوم آخوند روى آن دست گذاشته عبارت از «ماهيت استعمال» باشد كه بهنظر ايشان، ماهيت استعمال، عبارت از فناى لفظ در معناست. به اين معنا كه لفظ وقتى در مقابل معنا قرار مىگيرد، وجود خود را از دست داده و خود را فانى در معنا مىكند. در نتيجه- براساس اين احتمال- مرحوم آخوند مىخواهد بفرمايد: ما يك لفظ «عين» داريم و مىخواهيم اين لفظ را در دو معنا استعمال كنيم. در ارتباط با استعمال اوّل، ماهيت استعمال، فناء لفظ «عين» در معناى
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٥٤ و ٥٥