اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٥٣ - كلام محقّق نائينى رحمه الله
در باب مشتق عناوينى وجود دارد كه از ذات اشياء انتزاع مىشود و انتزاع آنها متوقف بر وجود عرض- مانند ضرب و قتل و بياض و سواد و ...- نيست، مثلًا «انسانيت انسان»، از ذات انسان به دست آمده است، «جسميّت جسم» از ذات جسم انتزاع مىشود، «حجريّت حجر» از ذات حجر گرفته مىشود، اين گونه عناوين از محلّ نزاع در باب مشتق خارجند و علت آن را در بحث آينده خواهيم گفت. ولى خود مرحوم نائينى در اين زمينه علتى را ذكر كرده است كه- با قطعنظر از صحت و سقم آن- مؤيّد اين معناست كه ايشان مسئله را عقلى فرض كرده است. مرحوم نائينى مىفرمايد: علت اين كه يك چنين عناوينى از محلّ نزاع مشتق خارجند اين است كه در فلسفه مىگويند: «شيئية الشيء بصورته لا بمادّته» يعنى:
«شيئيت هر چيزى بهصورت آن مىباشد نه به مادهاش»، [١] بنابراين انسانى كه از دنيا مىرود و بعد از مدّتى به تراب تبديل مىشود ديگر به آن تراب، انسان گفته نمىشود، يعنى نمىتوان به ملاحظه اين كه او قبلًا انسان بوده، به او انسان اطلاق كرد زيرا اين تراب، اگرچه مادهاش همان انسان قبلى است ولى صورت آن تغيير كرده است. صورت قبلى آن صورت انسانيت بوده ولى الآن صورت ترابيت پيدا كرده است و چون فلسفه مىگويد: «شيئيت شىء بهصورت آن مىباشد نه به مادهاش» پس اين از محلّ بحث ما خارج است. [٢] ما فعلًا به صحت و سقم اين دليل فلسفى كارى نداريم ولى معناى اين دليل اين است كه ايشان مسئله را عقلى فرض كرده است. اگر مسئله، مسأله لغوى بود برهان عقلى نمىخواست. اگر ما بخواهيم بدانيم كه آيا «صعيد» در آيه تيمم به معناى «مطلق وجه الأرض» است يا به معناى «تراب خالص»؟ برهان عقلى اقامه نمىكنيم بلكه بايد به كتاب لغت مراجعه كنيم و ببينيم آيا واضع در موضوع له لفظ «صعيد» معناى اعم
[١]- شرح المنظومة، قسم الفلسفة، ص ١٢٨
[٢]- فوائد الاصول، ج ١، ص ٨٣ و ٨٤