اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٠٢ - نظريه مرحوم محقّق نائينى
مىكند. ولى در زمان واحد بگويد: «من دو علم نسبت به اين قضيّه دارم» اين غير متصوّر است. در ارتباط با لحاظ و حضور عند النفس نيز همينطور است. شىء، يا حاضر عند النفس است يا نيست. ولى اين كه بخواهد دو حضور داشته باشد، امر غير معقولى است. بنابراين، علت اين كه ما در جواب به مرحوم آخوند روى منع صغرى تكيه كرديم اين است كه اگر صغرى را بپذيريم ديگر نمىتوانيم در كبرى مناقشه كنيم. تعدّد لحاظ در آن واحد نسبت به يك شىء، غير معقول است.
نظريه مرحوم محقّق نائينى
محقّق نائينى رحمه الله، همانند استاد خود (مرحوم آخوند) معتقد است كه استعمال لفظ مشترك در اكثر از معنا استحاله دارد با اين تفاوت كه مرحوم آخوند، مسئله استحاله را از راه لفظ مطرح كرده است [١] ولى مرحوم نائينى استحاله را در ارتباط با معنا دانسته است و كارى به لفظ ندارد. ايشان مىفرمايد: در مسأله استعمال لفظ مشترك در اكثر از معنا، بدون ترديد، معنا متعدّد است و محلّ نزاع در جايى است كه به معناى اوّل آن يك لحاظ استقلالى كامل تعلّق گرفته باشد كه گويا لفظْ فقط در اين معنا استعمال شده است و يك لحاظ استقلالى هم به معناى دوّم تعلّق گرفته باشد بهگونهاى كه گويا لفظْ فقط در آن معنا استعمال شده است. در نتيجه وقتى معنا متعدد شد، لحاظِ در ارتباط با معنا نيز متعدّد خواهد شد. «عين باكيه» غير از «عين جاريه» است پس لحاظ «عين
[١]- مطرح كردن مسأله استحاله از راه لفظ يا از اين باب بود كه ايشان لفظ را فانى در معنا مىدانست و ماهيت استعمال را فناء لفظ در معنا مىدانست- كه در احتمال اوّل مطرح بود- و يا از اين باب كه لفظ بايد لحاظ شود و اين خود نيز به دو صورت بود: الف: مسأله تبعى بودن لحاظ لفظ و تعدّد آن، همان گونه كه در احتمال دوّم مطرح شد. ب: مسأله تعدّد لحاظ- با قطعنظر از تبعيت و اصالت آن- كه لازمه استعمال بود و تعدّد لحاظ هم مستحيل است. همان گونه كه در احتمال سوّم مطرح شد.