اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٨٩ - ٣- كلام محقق اصفهانى رحمه الله
به همان ابهامش در ذهن استقرار پيدا مىكند و بايد از طريق آثار و خواص، به آن ماهيت مبهم اشاره شود. بعد مىفرمايد: اين راهى كه ما طى كرديم- و غير از اين نمىشود طى كرد- هم براى صحيحى مفيد است و هم براى اعمى. يعنى صحيحى و اعمى، معناى ماهيت صلاة را يك معناى مبهمى مىدانند ولى فرق بين آن دو اين است كه صحيحى وقتى مىخواهد آن معناى مبهم را به وسيله آثارش بيان كند مىگويد: چيزى است كه بالفعل، ناهى از فحشاء و منكر است ولى اعمى- با توجه به اينكه نمازهاى فاسد را هم داخل در آن معناى مبهم مىداند- وقتى مىخواهد معناى مبهم صلاة را به وسيله آثارش بيان كند، مىگويد: چيزى است كه اقتضاى نهى از فحشاء و منكر در آن وجود دارد. در اين صورت، كلمه «اقتضاء» بر نمازهاى فاسد هم تطبيق مىكند؛ زيرا در هر نماز فاسدى هم اقتضاى نهى از فحشاء و منكر وجود دارد ولى وجود مانع نگذاشته است كه اين اقتضاء به مرحله عليت تامّه و فعليّت برسد. [١] اشكال بر كلام محقق اصفهانى رحمه الله: آيا وجداناً با شنيدن لفظ صلاة، معناى مبهمى كه يدرك و لا يوصف است به ذهن متشرعه مىآيد؟ وقتى آيه شريفه (أقيموا الصلاة) وارد شد آيا مردم، از اين آيه چه چيزى فهميدند؟ آيا معناى مبهمى به ذهن آنان آمد؟ در اين صورت، آيا اگر از آنان سؤال مىشد: «صلاة چيست؟» چه جوابى مىدادند؟ هنوز كه مسئله نهى از فحشاء و منكر نيامده بود و اينطور نبود كه (انّ الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر) قبل از (أقيموا الصلاة) آمده باشد، زيرا اوّل نمىآيند اوصاف صلاة را ذكر كنند بعد بفرمايد: (أقيموا الصلاة). و يا وقتى (أقيموا الصلاة) آمد، هنوز خواندن پنج نوبت در شبانه روز نيامده بود. مسئله پنج نماز يوميّه، در رتبه متأخر از (أقيموا الصلاة) و در طول آن قرار داد و به عبارت دقيقتر: مسئله اوقات نماز، از (أقم الصلاة لدلوك الشمس إلى غسق الليل) [٢]
[١]- نهاية الدراية، ج ١، ص ٦٣- ٦٥
[٢]- الإسراء: ٧٨