اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٨٨ - ٣- كلام محقق اصفهانى رحمه الله
نكره وجود دارد. در نكره، مسئله ترديد مطرح است. وقتى كسى به شما مىگويد:
جاءني رجلٌ، در اين جمله كلمه «رجل» به حسب واقع ابهام ندارد ولى با توجه به اين كه متكلّم، مشخصات او را بيان نكرده است؛ روح ترديدى در مخاطب به وجود مىآيد و مخاطب، مردّد مىشود كه آيا اين رجل، زيد است يا عَمرو است و يا بكر است؟ ايشان مىفرمايد: اسم اين را ما، ترديد مىگذاريم ولى ابهامى كه در اينجا مطرح مىكنيم مربوط به ذات و ماهيت است نه ترديد انسانها در معناى صلاة. بلكه صلاة، ذاتاً ابهام دارد. سپس مىفرمايد: تصور نكنيد كه آنچه در ارتباط با الفاظ عبادات مىگوييم، فقط در الفاظ عبادات مطرح است بلكه اين مسئله در تكوينيات هم نظائرى دارد مثلًا: خمر، از اشياء متعددى ساخته مىشود، از خرما، انگور و ... و اينها از جهات مختلفى- مثل شكل، رنگ، شدت اسكار و ...- با يكديگر تفاوت دارند ولى وقتى عرف، كلمه خمر را مىشنود، قطعاً معنايى به ذهنش مىآيد، امّا آن معنا نه انطباق بر خصوص خمر متخذ از انگور دارد و نه انطباق بر خصوص خمر متخذ از خرما دارد و نه انطباق بر رنگ خاص يا مرتبه خاصى از اسكار دارد. حال از عرف سؤال مىكنيم: خمر چيست؟ عرف نمىتواند توصيف كند، بههمينجهت آثارش را مطرح مىكند و مىگويد: همان چيزى كه مسكر است و عقل را زايل مىكند. محقق اصفهانى رحمه الله مىفرمايد: در باب صلاة نيز ما همين حرف را مىزنيم. سپس مىفرمايد: بعضى از محقّقين، در نوع مشكّك از ماهيات اصيله نيز همين حرف را زدهاند، مثلًا در باب نور و وجود و امثال اينها ملاحظه مىكنيم كه بالاترين مرتبه وجود، عبارت از واجب الوجود است، بعد نوبت به ممكن الوجود مىرسد ولى در همين ممكن الوجود، مراتب متعددى مطرح است. شدت وجود در مجرّدات با وجود در ماهيات تفاوت دارد و در خود ماهيات نيز وجود انسان با وجود حيوان فرق دارد. ايشان مىفرمايد: بعضى از اهل فن معتقدند:
كلّى وجود مشكك، بين مراتب مختلفهاى از وجود، داراى يك ماهيت مبهمى است و