اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٥٢ - كلام محقّق نائينى رحمه الله
همين است كه در «ما انقضى» عرض، قيام به معروض پيدا كرده ولى منقضى شده است امّا در مورد مستقبل، قيام عرض به معروض، تحقّق پيدا نكرده است. [١] توضيح كلام مرحوم نائينى: مرحوم نائينى مىخواهد بگويد: عقلًا بين «منقضى» و «من يتلبّس بالمبدا في المستقبل» تفاوت وجود دارد. آنجا تلبّس به مبدأ تحقّق پيدا كرده ولى اينجا تحقّق پيدا نكرده است. اين فرق در ارتباط با يك مسأله عقليّه مىتواند مطرح شود ولى اگر مسئله، يك مسأله لغويه باشد، ديگر اين حرفها مطرح نيست، بلكه مسأله لغويه بستگى به واضع دارد. واضع، متلبّس به مبدأ در مستقبل را قطعاً جزء موضوع له نياورده است، ولى متلبّس به مبدأ در منقضى را- بهنظر كسانى كه قائل به حقيقت مىباشند- جزء موضوع له قرار داده است، يعنى يكى از افراد موضوع له قرار داده است. اگر مسئله بهصورت يك مسأله لغوى باشد، نيازى به برهان ندارد، فقط بايد دليل اقامه كرد كه از كجا مىگوييد: «واضع معنا را اين گونه درنظر گرفته و بهصورت ديگر درنظر نگرفته است»؟ ولى وقتى دليل عقلى مطرح مىكنيد معلوم مىشود كه مىخواهيد مسئله را از دايره لغت خارج كنيد. مؤيّد اين مطلب كه ايشان مسئله را عقلى فرض كرده، نكتهاى است كه ايشان در ادامه بحث مطرح كردهاند. توضيح: يكى از بحثهايى كه در ارتباط با مشتق مطرح است اين است كه كداميك از عناوين از محل نزاع مشتق خارجند؟ اين مسئله در بحث آينده- يعنى در مقدمه دوّم- مورد بررسى قرار خواهد گرفت، ولى در اينجا لازم مىدانيم اشارهاى به آن بحث داشته باشيم زيرا دليلى كه مرحوم نائينى در آنجا ذكر مىكند، براى بحث فعلى ما نيز راهگشاست.
[١]- فوائد الاصول، ج ١، ص ٨٢