اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٣٨ - دليل اوّل (تبادر)
نسبت به جامع شناسايى پيدا كرد و بنا بر قول صحيحى، خود جامع را بطور مستقيم نمىتوانيم شناسايى كنيم. آيا بين اين دو كلام شما چگونه جمع مىشود؟ پاسخ مرحوم آخوند: آنچه ما در ارتباط با جامع صحيحى گفتيم، با تبادر منافاتى ندارد. منافات در جايى است كه به هيچ عنوان- حتى از طريق آثار- نتوانيم قدر جامع را بشناسيم. آنطور كه اعمّىها مىگويند. زيرا اعمّىها اگرچه وجوه مختلفى براى تصوير جامع ذكر كردهاند ولى همه آن وجوه داراى اشكال است و نتيجه اين مىشود كه اعمّى نمىتواند تصوير جامع كند. حال اگر اعمى بيايد ادعاى تبادر كند، اين اشكال به اعمى وارد خواهد بود كه شما كه قائل به تبادريد، متبادر از لفظ صلاة را چه چيزى مىدانيد؟ جامع كه نتوانستيد تصور كنيد و حتى از طريق آثار هم نتوانستيد راهى براى تصوير جامع داشته باشيد و در حقيقت، جامع- كه معناى موضوع له است- بنا بر قول اعمّى نه بالذات روشن است و نه به آثار. و چيزى كه نه بالذات روشن باشد و نه به آثار، كسى نمىتواند در مورد آن ادعاى تبادر كند. لذا از همينجا پايه و اساس حرف اعمّىها منهدم مىشود. و به عبارت ديگر: اگرچه اعمى ادعاى تبادر مىكند ولى وقتى حرف او را تحليل كنيم مىبينيم او به هيچ عنوان نمىتواند ادعاى تبادر كند. ولى ما صحيحىها مىتوانيم ادعاى تبادر كنيم، زيرا جامع ما اگرچه بالذات، روشن نيست ولى با آثار، روشن است و از دريچه آثار مىتوانيم راهى به سوى اين جامع باز كنيم و همين مقدار در مقام تبادر كافى است. [١] اشكال امام خمينى «دام ظلّه» بر كلام مرحوم آخوند: ايشان اشكال مهمّى بر مرحوم آخوند وارد كرده كه اگر راه حلّ براى آن پيدا نشود، نه تنها تبادر از بين مىرود بلكه دليل دوّم مرحوم آخوند- كه صحت سلب نسبت به نماز فاسد است- نيز از بين مىرود. امام خمينى «دام ظله» ابتدا چند مقدّمه بيان فرموده است:
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٤٣- ٤٥