اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٤٤ - بررسى اشكال
مىفرمايد: مسئله تبادر، استحاله دارد و نمىتوان از راه لوازم الوجود به ماهيت منتقل شد. چه مناسبتى است بين ماهيت و بين لوازم وجود، با تقدّم و تأخّر- به دو رتبه- كه در اينجا وجود دارد. اين اشكال، علاوه بر اين كه مسئله تبادر را زير سؤال مىبرد مسئله صحت سلب را هم زير سؤال مىبرد. به مرحوم آخوند گفته مىشود: شما در صحت سلبتان هم راهى نداريد. شما مىگوييد: «الصلاة الفاسدة ليست بصلاة»، مىگوييم: «مگر ماهيت صلاة براى شما متبيّن است كه مىگوييد: «الصلاة الفاسدة ليست بصلاة»؟ اگر مىخواهيد بگوييد: «الصلاة الفاسدة ليست بصلاة صحيحة»، اين را اعمّى هم مىگويد». امّا اگر كلمه صحيحه را برداشتيد و به جاى آن ماهيت صلاة را گذاشتيد و گفتيد: «الصلاة الفاسدة ليست بماهية الصلاة»، سؤال مىكنيم: شما ماهيت صلاة را از كجا بدست آورديد؟ شما كه نتوانستيد تصوير جامع مستقيم داشته باشيد، از راه آثار هم دو رتبه فاصله وجود دارد و معقول نيست انسان از لوازم وجود، به ماهيت انتقال پيدا كند آنهم ماهيتى كه داراى وعاء خاص است. [١]
بررسى اشكال
حاصل اشكال امام خمينى «دام ظله» اين بود كه تبادر- به نحوى كه مرحوم آخوند بيان كرد- با تصوير جامع- به نحوى كه ايشان بيان كرد- مستحيل است. در اينجا خود حضرت امام «دام ظله» راه حلّى براى اشكال فوق مطرح كرده است كه مطلب را از استحاله به امكان مىرساند ولى در عين حال، دليل نداريم كه هر ممكنى، واقع هم مىشود، بلكه بايد براى وقوع ممكن، دليل اقامه كرد. امّا آيا اين راه حلّ- يعنى تبديل استحاله به امكان- براى مرحوم آخوند هم مفيد خواهد بود؟ چنين چيزى معلوم نيست.
[١]- مناهج الوصول إلى علم الاصول، ج ١، ص ١٦٢- ١٦٤ و تهذيب الاصول، ج ١، ص ٨٢- ٨٤