اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٧٣ - دليل اوّل
است كه اگر عمداً به آن اخلال وارد شود موجب بطلان صلاة است ولى اگر سهواً به آن اخلال وارد شود يا حتّى ترك گردد، نه تنها نمازش نماز است بلكه نماز صحيح هم مىباشد ولى در باب قصد قربت، آنقدر مسئله دقيق است كه مىگويند: «اگر شركت هم در كار باشد نماز باطل است. عبادت را بايد فقط براى خداوند، انجام داد». آيا كسى مىتواند بگويد: با اينكه فاتحةالكتاب تنها در بعضى از موارد در صحت صلاة نقش دارد، نماز بدون فاتحة الكتاب صلاة نيست ولى نماز بدون قصد قربت صلاة است؟ در حالى كه قصد قربت به عنوان روح عبادت است و لازمه حرف شما (صحيحىها) يك چنين معنايى است. خلاصه اين دليل كه مىتوانيم به نفع اعمّى اقامه كنيم- اگرچه خود اعمّى به چنين دليلى استناد نكرده است- اين است كه اگر شما (صحيحىها) صحت از حيث اجزاء و همه شرايط را قائل مىشديد حرفتان يك امتيازى بر حرف ما داشت، اگرچه آنهم نياز به اثبات داشت. امّا شما هم همان فاسدى را كه ما مىگوييم، قبول داريد ولى شما بين فاسدها تفكيك قائل شديد و گفتيد: «اگر فساد صلاة، از حيث اخلال به فاتحةالكتاب بود، نمىتوانيم چنين نمازى را نماز بدانيم و اگر به خاطر فقدان قصد قربت بود، چنين نمازى نماز است» و اين تفكيك- كه لازمه قول شماست- قابل قبول نيست. ما كه اعمّى هستيم با همه موارد فساد بهصورت يكنواخت برخورد مىكنيم، هم صلاة بدون فاتحة الكتاب را صلاة مىدانيم و هم صلاة بدون شرايط را.
فقط مسئله اركان را ما در ماهيت دخالت مىدهيم ولى اگر از اركان بگذريم، فرقى بين اجزاء و شرايط، در اين ناحيه، نمىبينيم. حال آنچه گفتيم، خواه بهصورت دليل و خواه بهصورت تأييد باشد بالاخره ممكن است به نفع اعمى گفته شود. امّا ادلّهاى كه خود اعمّىها ذكر كردهاند عبارت است از: