اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٧٥ - دليل دوّم (حديث «لا تعاد»)
الصلاة من غير هذه الخمسة» بل «تعاد الصلاة من هذه الخمسة». در نتيجه، عنوان «اعاده»، هم در مستثنى و هم در مستثنى منه وجود دارد. براساس مقدّمهاى كه مطرح كرديم، «صلاة» كه در جمله مستثنى منه به عنوان نايب فاعل «لا تعاد» و در جمله مستثنى به عنوان نايب فاعل «تعاد» قرار گرفته است نمىتواند خصوص نماز صحيح باشد همانطور كه نمىتواند خصوص نماز فاسد باشد. علاوه بر اين كه اشكالات ديگرى هم بهوجود مىآيد، مثلًا در ناحيه نماز صحيح معناى عبارت اين مىشود: «لا تعاد الصلاة الصحيحة إلّا من خمسة» يعنى «تعاد الصلاة الصحيحة في هذه الخمسة».
در ناحيه فاسدهاش هم همان اشكالى كه در مقدّمه مطرح كرديم، جريان دارد. اگر گفت:
«لا تعاد الصلاة الفاسدة من غير هذه الخمسة بل تعاد الصلاة الفاسدة من هذه الخمسة»، معناى اعاده صلاة فاسده، ايجاد كردن همان صلاة و تكرار آن مىباشد. و تكرار نماز فاسد نمىتواند نقشى در صحّت آن داشته باشد و نمىتوان گفت: «نماز صحيح، اعاده نماز فاسد است». بنابراين، ما ناچاريم بگوييم: صلاتى كه نايب فاعل «لا تعاد» واقع شده، نه خصوص نماز صحيحه است و نه خصوص نماز فاسده، بلكه يك معناى مشترك و يك قدر جامع بين صحيح و فاسد است. اين معناى مشترك، قابليت اين را دارد كه هم عدم الإعادة و هم اعاده را به آن نسبت دهيم. ماهيت صلاة، قابل اين است كه بگوييم اعاده شود يا بگوييم اعاده نشود. در نتيجه، صلاة در قاعده «لا تعاد» در يك معناى اعمّ استعمال شده است. اشكال: مگر صحيحىها، اين معنا را منكرند كه گاهى كلمه صلاة در معناى اعم استعمال مىشود؟ آنان، استعمال در اعم را مجازاً جايز مىدانند و چهبسا استعمالات مجازى بيش از استعمالات حقيقى باشد. چه اشكالى دارد كه بگوييم: «صلاة» در حديث «لا تعاد»، در معناى اعم استعمال شده ولى اعمّى، اين استعمال را حقيقى مىداند و صحيحى، آن را استعمال مجازى مىداند. و اينجا هم جاى اصالة الحقيقة نيست زيرا اصالة الحقيقة براى موارد شك در مراد بود و جايى