اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٩١ - راه حلّ دوّم راه حلّ آيت اللَّه بروجردى رحمه الله و آيت اللَّه خويى
در اينجا، ما در حقيقت در مورد اسم زمان بحث نمىكنيم، هيئتى كه براى خصوص اسم زمان وضع شده باشد نداريم بلكه در اينجا هيئتى داريم بنام هيئت «مَفْعَل» و ما روى اين هيئت بحث مىكنيم كه آيا اين هيئت «مَفْعَل»، حقيقت در خصوص متلبّس به مبدأ در حال است يا موضوع براى اعم از متلبّس و منقضى است؟ و شما نمىتوانيد بگوييد: «معناى هيئت مَفْعَل، منقضى ندارد» زيرا ما مىگوييم: هيئت مَفْعَل، منقضى دارد، اگرچه به لحاظ بعضى از افراد آن- يعنى مكان كه مصداق معناى قدر جامع بين زمان و مكان است- تلبّس و انقضاء تصوّر شود زيرا در اين صورت، در حقيقت، نزاع در مفاد هيئت «مَفعَل» داريم، هيئت «مَفْعَل» براى معناى عامى وضع شده و در بعضى از مصاديق آن معناى عام، تلبّس و انقضاء تصوّر مىشود. امّا اگر اسم زمان، داراى هيئتى غير از اسم مكان بود، در مورد هيئت اسم مكان مىتوانستيم نزاع را پياده كنيم ولى در مورد اسم زمان نمىتوانستيم متلبّس و منقضى را تصوّر كنيم. [١] بررسى كلام آيتاللَّه بروجردى رحمه الله و آيتاللَّه خويى «دام ظلّه»: ما بايد كلام اين دو بزرگوار را بررسى كنيم و ببينيم آيا هيئت «مَفْعَل» كه مشترك بين زمان و مكان است، نحوه اشتراكش به چه صورت است؟ آيا هيئت «مَفْعَل» به صورت مشترك معنوى براى زمان و مكان وضع شده است يا به صورت مشترك لفظى؟ اگر به صورت مشترك لفظى باشد، باز اشكال به قوّت خود باقى است زيرا در مشترك لفظى دو وضع وجود دارد، يك بار هيئت «مَفعَل» براى اسم مكان وضع شده و يك بار هم براى اسم زمان. در اين صورت وقتى براى اسم زمان وضع شده از محلّ بحث ما خارج است زيرا آنجا ذاتى وجود ندارد. ذاتش عبارت از زمان است و زمان، متّصف به تصرّم و تقضّى است.
[١]- نهاية الاصول، ج ١، ص ٧٢، محاضرات في أُصول الفقه، ج ١، ص ٢٣٢ و ٢٣٣