اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٩٢ - راه حلّ دوّم راه حلّ آيت اللَّه بروجردى رحمه الله و آيت اللَّه خويى
ولى اگر هيئت «مَفعَل» به صورت مشترك معنوى براى زمان و مكان وضع شده باشد، جوابى كه اين دو بزرگوار فرمودهاند جواب تام و كاملى خواهد بود. براى روشن شدن مسئله، ما سؤال مىكنيم كه قدر جامع بين زمان و مكان چه چيزى است؟ آيا بين زمان و مكان، يك قدر جامع حقيقى و ماهوى وجود دارد؟ واقع مسئله اين است كه اين چنين قدر جامعى وجود ندارد، زمان از يك مقوله و مكان از مقوله ديگر است. اينها دو واقعيّت و دو حقيقت مىباشند و بين اين دو، يك ماهيت مشترك وجود ندارد اگرچه كلمه زمان و مكان معمولًا دنبال يكديگر ذكر مىشوند و مثل اين كه بين اين دو، ارتباط نزديكى وجود دارد. ولى اينطور نيست كه زمان و مكان- مانند زيد و عَمرو- داخل در تحت ماهيت واحدى به نام انسان باشند و جامع آن دو، يك حقيقت و ماهيت باشد، بلكه اينها از مقولات مختلفى هستند. مكان از مقوله «أين» و زمان از مقوله ديگر است و بين مقولات، تباين وجود دارد و هيچگونه اتّحاد ماهوى و حقيقى بين اينها تصوّر نمىشود، لذا درنظر گرفتن جامع ماهوى و مقولى بين زمان و مكان ممتنع است. بلى مىتوان بين زمان و مكان يك جامع عنوانى و اسمى فرض كرد و آن عنوان «ظرف» است كه ما مىتوانيم ظرف زمان و ظرف مكان را تحت اين عنوان قرار دهيم و «ظرف» را در مورد هر دو استعمال كنيم. اين جامع، جامع ماهوى نيست بلكه جامع عنوانى و اسمى است. ممكن است گفته شود: چه مانعى دارد همين جامع عنوانى را بهعنوان موضوع له براى هيئت «مَفْعَل» بدانيم و بگوييم: واضع، هيئت مَفْعَل را براى عنوان «ظرف» به صورت مشترك معنوى وضع كرده و اين عنوان، معناى جامعى است كه هم اضافه به زمان پيدا مىكند و هم اضافه به مكان؟ جواب اين است كه چنين چيزى داراى اشكال است، زيرا ما سؤال مىكنيم: آيا وضع را به نحو وضع عام و موضوع له عام حساب مىكنيد؟ يعنى آيا هيئت «مَفْعَل» براى كلّى «ظرف» وضع شده كه يك مصداقش عبارت از زمان و مصداق ديگرش عبارت از مكان است؟ اگر اينطور است بايد با شنيدن هيئت «مَفعَل» مفهوم «ظرف»