اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٠٣ - اشكال بر كلام محقّقين از متأخرين
اشكال سوّم: شما كه مىگوييد: «مادّه عبارت از «ض، ر، ب» است» اين «ض، ر، ب» فقط از نظر حروف و ترتيب بين آنها تقيّد دارد ولى ازنظر هيئت آزاد است و خصوصيت ديگرى هم ندارد. مستشكل مىگويد: اگر خصوصيت ديگرى در كار نيست، چنانچه ما «ض، ر، ب» را به صورتى درست كنيم كه هيچيك از عناوين مشتق برآن انطباق پيدا نكند مثلًا اگر كسى به جاى «ضُرِب» بگويد: «ضُرْب»، چه معنايى دارد؟
شما كه مىگوييد: «ماده به معناى كتك است» بايد «ضُرْب» هم همين معنا را داشته باشد، «ضِرْب» نيز همين معنا را داشته باشد، چون اينها نيز «ض، ر، ب» مىباشند.
پس چرا يك چنين معنايى ندارند؟ پاسخ اشكال سوّم: مستشكل به دو خصوصيت اشاره كرد يكى «ض، ر، ب» و ديگرى ترتيب بين آنها. ولى در اينجا خصوصيت سوّمى هم وجود دارد و آن اين است كه بايد «ض، ر، ب» در ضمن مشتقات معهوده تحقّق پيدا كند، يعنى در ضمن فعل ماضى معلوم و مجهول، فعل مضارع معلوم و مجهول، اسم فاعل، اسم مفعول و ...
«ض، ر، ب» در غير اين مشتقات معهوده، معناى كتك ندارد. اشكال چهارم: اگر مادّه- يعنى «ض، ر، ب»- خودش داراى معناى مستقلّى باشد و مشتقات هم هركدام اضافهاى را دلالت كنند، نتيجه اين مىشود كه در يك مشتق دو دلالت مطرح است، دو دالّ و دو مدلول مطرح است. «ضارب» بايد به منزله دو لفظ و دو معنا باشد. «ض، ر، ب» يك دالّ و هيئت مشتق هم دالّ ديگر است و هريك از اين دو دالّ داراى يك مدلول مىباشند. درحالىكه آنچه ما از كلمه «ضارب» مىفهميم يك معناست و ازنظر دلالت بر مدلول، فرقى بين زيد و ضارب نيست. زيد داراى يك مدلول است و دلالتش واحد است. ضارب هم داراى يك مدلول است و دلالتش واحد است. پاسخ اشكال چهارم: آيا اگر ما حرف كوفيين يا بصريين را اختيار كنيم از اين اشكال تخلّص پيدا مىكنيم؟ خير، اين اشكال بر همه وارد است. هر لفظى كه در آن، دو حيثيت مطرح باشد و هريك از اين دو حيثيت حساب مستقلى داشته باشد، اين