اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣١٢ - نظريه سوّم
ماهيت و وجود معنا خواهد بود. ٥- وجود كتبى، اين قسم از وجود، شبيه وجود لفظى است و يكى از مراتب وجود معنا به حساب مىآيد. در نتيجه، بسيارى از مفاهيم داراى پنج قسم وجود مىباشند و اگر وجود انشائى را كنار بگذاريم مىتوانيم بگوييم: همه مفاهيم و ماهيات، حد اقل داراى چهار قسم از وجود مىباشند، البته غير از شريك البارى و امثال آن- كه داراى استحالهاند- بقيه مفاهيم هم داراى وجود عينى، هم وجود ذهنى، هم لفظى و هم كتبى مىباشند. مستدلّ سپس از مقدّمه فوق نتيجه گيرى كرده و مىگويد: در مورد وجودات حقيقيّه و خارجيّه- مثل «زيد» كه وجود واقعى و حقيقى مفهوم و ماهيّت انسان است- آيا مىشود ماهيّت انسان دو تا واقعيت داشته باشد امّا به لباس وجود «زيد» تنها؟ يعنى آيا مىشود «زيد» دو وجود براى ماهيّت شود به حسب خارج؟ بدون ترديد اين معنا ممتنع است. مستدلّ مىگويد: با توجّه به اين كه لفظ، وجود تنزيلى براى معناست، يك لفظ نمىتواند در استعمال واحد، وجود تنزيلى براى دو معنا باشد. توضيح: وجود لفظى عبارت از اين است كه هر لفظى بعد از آنكه براى معنايى وضع مىشود و علقه وضعيه بين لفظ و معنا تحقّق پيدا مىكند، اين اقتضاء را دارد كه لفظ هم يكى از مراحل وجود معنا شناخته شود. و به تعبير ديگر: لفظ، يك وجود تنزيلى براى معناست، همانطورىكه معناى «زيد»، مصداق واقعى ماهيّت انسان است، لفظ «زيد» هم وجودى براى معناى «زيد» است، ولى وجودى تنزيلى. اگرچه اين لفظ، در ارتباط با ماهيّت خودش، وجود واقعى ماهيّت خودش مىباشد ولى در ارتباط با معنا، وجود تنزيلى معناست. به عبارت روشنتر: ما در اينجا دو قضيه حمليه تشكيل مىدهيم: يكى قضيّه حمليه «زيد إنسان» است كه حمل آن، حمل شايع صناعى است. ملاك در حمل شايع صناعى اين است كه موضوع در قضيّه حمليه، با محمول در آن اتّحاد وجودى داشته