اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣١٣ - نظريه سوّم
باشند. در ما نحن فيه، موضوعْ وجود عينى و خارجىِ محمول است. «انسان» وقتى مىخواهد وجود پيدا كند، وجودات عينيّه خارجيّهاش همين زيد و عَمرو و بكر و ...
مىباشند. يك قضيّه حمليه ديگرى داريم كه انسان وقتى با آن برخورد مىكند، در بدو نظر، به ذهنش نمىآيد كه اين قضيّه هم مثل «زيد إنسان» باشد و آن قضيّه «زيد لفظ» است.
در اين قضيّه، معناى زيد، موضوع قرار نگرفته است بلكه لفظ زيد، موضوع است، زيرا اگر معناى زيد، موضوع قرار گرفته باشد، «لفظ» را نمىتوان برآن حمل كرد. حال سؤال اين است كه آيا حمل در اين قضيّه حمليه، حمل اوّلى ذاتى است يا حمل شايع صناعى؟ معنا ندارد كه حمل آن اوّلى ذاتى باشد، زيرا در حمل اوّلى ذاتى اتّحاد در مفهوم شرط است و مفهوم «زيد» با مفهوم «لفظ» مغايرت دارد. بنابراين، حمل آن حمل شايع صناعى است. در حمل شايع صناعى لازم است موضوع، مصداق حقيقى و وجود عينى محمول باشد. در اينجا اين معنا وجود دارد زيرا در قضيّه «زيد لفظٌ» موضوع، لفظ «زيد» است ولى محمول، لفظِ «لفظٌ» نيست بلكه محمول، معناى «لفظ» است. به عبارت ديگر: خود اين «لفظٌ» داراى يك لفظ و يك معناست، لفظ آن عبارت از كلمه «لفظٌ» و معناى آن عبارت از ماهيّت «لفظٌ» است. هر چيزى كه ماهيّت «لفظ» باشد كلمه «لفظ» شاملش مىشود. همانطورىكه ماهيّت «انسان» داراى معناى وسيع و گستردهاى است كه شامل افراد و مصاديق مىشود، ماهيّت «لفظٌ» هم داراى معناى وسيع و گستردهاى است كه شامل جميع مصاديق ماهيّت «لفظٌ» است. حال وقتى ما لفظ «زيد» را با معنا و ماهيّت «لفظ» ملاحظه كنيم مىبينيم بين آن دو، اتّحاد وجود دارد. همان اتّحادى كه زيد خارجى با ماهيّت انسان دارد يعنى بين آنها اتّحاد وجودى مطرح است و اين زيد خارجى، وجود عينى و خارجى ماهيّت انسان است. «لفظٌ» هم نسبت به معناى لفظ، همين حالت را دارد. لفظ «زيد» ماهيّتش عبارت از «لفظٌ» است و لفظ زيد، يك مصداق اين ماهيّت و لفظ عَمرو، مصداق ديگر آن و لفظ بكر، مصداق سوّم ماهيّت «لفظٌ» است. پس حمل در قضيّه «زيدٌ لفظٌ» حمل