اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٨٤ - پاسخ كلام فوق
پاسخ كلام فوق
اين بيان، بنا بر هر دو تقدير، جوابش روشن است: اوّلًا: ما در خارج مىبينيم در قرآن، مشترك لفظى وجود دارد، «قروء» در آيه شريفه (المطلّقات يتربّصنَ بأنفسهنّ ثلاثة قروء) [١]، جمع «قُرْء» است و «قُرْء» از الفاظ مشتركى است كه براى دو معناى متضادِّ «طُهر» و «حيض» وضع شده است.
كلمه «عين» در قرآن كريم استعمالات فراوانى دارد، (لهم أعْيُن لا يُبْصرون بها)، [٢] (فيها عين جارية) [٣]. بنابراين چيزى كه در قرآن وقوع دارد ديگر جاى بحث نيست. و اين جواب، بنا بر هر دو تقدير مطرح است، چه همراه با مشترك لفظى قرينه باشد يا نباشد. ثانياً: ادلّهاى كه اينان ذكر كردهاند باطل است: كسى كه مىگويد: «اگر مشترك لفظى بدون قرينه باشد، اجمال لازم مىآيد و اجمالگويى با قرآن تناسب ندارد» اين، اجتهاد در مقابل نصّ است. خود قرآن مىگويد:
«يك سلسله از آيات من جزء متشابهات است» متشابهات همان مجملات است كه غرض به اجمال تعلّق گرفته است و مراد اين نبوده است كه هدف به طور كلّى مطرح شود. و اين كه در دليل دوّم مىگويد: «اگر مشترك لفظى همراه با قرينه لفظيه باشد، لازم مىآيد كه يك معنا، با دو لفظ بيان شده باشد درحالىكه ممكن بود با يك لفظ بيان شود» جواب اين است كه آنچه به عنوان قرينيت مطرح است اينطور نيست كه تمام فايدهاش همان قرينيت باشد. گاهى انسان قرينهاى را مىآورد كه ضمن اين كه قرينيت دارد، يك مطلب اساسى را هم بيان مىكند، مثلًا همين آيه (لهم أعينٌ
[١]- البقرة: ٢٢٨
[٢]- الأعراف: ١٧٩
[٣]- الغاشية: ١٢