اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٠ - ٢- نظريه شيخ انصارى رحمه الله
با اسم و عنوان بشناسيم بلكه مىتوانيم به آثار و خواصش بشناسيم. سپس مثالى را در اين زمينه مطرح كرده مىفرمايد: در باب نماز، نمىدانيم آن معناى جامع چيست؟ ولى اثرش را مىدانيم. اثر آن نهى از فحشاء و منكر و معراجيت مؤمن و قربانيت كلّ تقى است. [١] براساس اين بيان ايشان، آن نماز صحيح مىتواند قربان كلّى تقي و معراج المؤمن و ناهى از فحشاء و منكر باشد كه علاوه بر اجزاء، تمام شرايط را نيز دارا باشد. اينگونه تصوير كردن، معنايش اين است كه همه شرايط، در بحث صحيح و اعم دخالت دارند.
٢- نظريه شيخ انصارى رحمه الله
از شيخ انصارى رحمه الله نقل شده كه ايشان همه اقسام شرايط را از بحث صحيح و اعم خارج دانسته و فرموده است: شرايط و اجزاء، در رتبه واحدى نيستند بلكه رتبه اجزاء، مقدم بر رتبه شرايط است، زيرا اجزاء و شرايط، همانند سبب و شرط و مانع در تكوينيات مىباشند. در امور تكوينيه، مثلًا وقتى نار بخواهد در احراق اثر كند، در اينجا يك سبب داريم به نام نار و يك شرط داريم به نام محاذات، مانعى هم داريم به نام رطوبت كه مىتوان آن را به شرط عدم رطوبت برگرداند. روشن است كه در اين امر تكوينى، موقعيت شرط و موقعيت سبب با يكديگر فرق دارند و موقعيت سبب، مقدم بر موقعيت شرط است.
سبب، چيزى است كه با مسبب ارتباط دارد و خودش در مسبب تأثير مىكند و نقش مؤثرى در حصول مسبّب ايفاء مىكند ولى شرط، داراى عنوان تأثير نيست. شرط بهمنزله واسطهاى است كه بين سبب و مسبب، ايجاد ارتباط كرده و اينها را به هم نزديك مىكند. البته اين حرف به معناى اين نيست كه مسبب، بدون شرط هم حاصل مىشود بلكه مىخواهيم بگوييم: مؤثر در مسبّب، عبارت از سبب است و شرط، مانند
[١]- كفاية الاصول: ج ١، ص ٣٦