اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٩٦ - ٥- كلام امام خمينى «دام ظلّه»
الصلاة؟ يا اگر در وسط صلاة بود بگوييم: هو في الصلاة؟ يا در آخر بگوييم: فَرَغَ من الصلاة؟ آيا به لحاظ طوليت اجزاء و حكومت وحدت اعتباريه، مجوّزى براى اين نوع تعبيرات وجود ندارد؟ يا اين كه حتماً بايد معناى نماز را يك معناى ديگر بدانيم، غير از اين اجزاء و شرايط، آنوقت بگوييم: شرع في الصلاة؟ ظاهر اين است كه با توجه به آن ارتكاز متشرعه و به اين وحدت اعتباريه و طوليت اجزاء اين مركبى كه با ديدِ وحدت اعتبارى به آن نگاه شده، مىتوانيم مجوّزى براى تعبيراتى كه مرحوم بروجردى ذكر كرد داشته باشيم. در نتيجه، بيان مرحوم بروجردى- با وجود اين كه بيان جالبى است و مأنوس به ذهن مىباشد و با تعبيرات نزديك است- نمىتواند بيان قابل قبولى باشد.
٥- كلام امام خمينى «دام ظلّه»
ايشان ابتدا مقدّمهاى را بيان فرموده كه در آن جهاتى مورد توجه قرار گرفته است: جهت اوّل: همان گونه كه در مباحث پيرامون معناى صحيح و فاسد ملاحظه شد، صحّت و فساد از عوارض وجود ماهيت مىباشند. ماهيت، وقتى به مرحله وجود خارجى رسيد، گاهى متّصف به صحت و گاهى متّصف به فساد مىشود و تا وقتى كه وجود پيدا نكرده و در مرحله تقرّر ماهوىاش مىباشد، نه اتّصاف به صحت دارد و نه اتصاف به فساد. صحّت و فساد، در تكوينيات نيز بههمينصورت است، مثلًا ماهيت يك هندوانه را نمىتوان- قبل از وجود آن- معروض صحّت يا فساد دانست. ولى زمانى كه وجود پيدا كرد مىتواند معروض صحت يا فساد واقع شود و از اين جهت، فرقى بين مركبات اعتباريه- مثل صلاة- با تكوينيات، وجود ندارد. از اينجا براى ما روشن مىشود كه با توجه به اين كه در الفاظ عبادات، وضع عام و موضوع له عام مىباشد؛ معانى اين الفاظ عبارت از ماهيات و عناوين و كليات- قبل از آنكه به مرحله وجود برسند- مىباشد، در نتيجه، ما بايد معناى صلاة را قبل از آنكه به مرحله وجود برسد و صلاحيت براى معروضيت صحت و فساد پيدا كند، بررسى كنيم و