اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٣٤ - پاسخ كلام مرحوم نائينى
كلام مرحوم نائينى در ارتباط با اسم مفعول
آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» از استاد خود مرحوم نائينى نقل مىكند كه ايشان معتقد است: اسم مفعول داراى خصوصيتى است كه انقضاء مبدأ در آن تصوّر نمىشود.
بههمينجهت مرحوم نائينى همان نظريه صاحب فصول رحمه الله را پذيرفته و در مقام استدلال برآن مىگويد: اگر چيزى در خارج با كيفيتى وقوع پيدا كرد، ديگر انقلاببردار نيست يعنى نمىتوانيم كارى كنيم كه آن شىء به آن كيفيت واقع نشده باشد. «مفعول» يعنى «من وقع عليه الفعل»، آيا كسى كه فعل بر او واقع شده، مىتوان كارى كرد كه آن فعل بر او واقع نشده باشد؟ اين واقعيت را نمىتوان برهم زد اگرچه دهها سال از آن گذشته باشد.
«مضروب»، هميشه «من وقع عليه الضرب» است و نمىتوان در آن منقضى تصوّر كرد. انقضاء، معنايش اين است كه زمانى پيش بيايد كه چنين كسى «لم يقع عليه الضرب» باشد و اين معنايش انقلاب واقعيت است و چنين چيزى ممتنع است.
در نتيجه اسم مفعول از حريم نزاع در باب مشتق خارج است. [١]
پاسخ كلام مرحوم نائينى
آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» در پاسخ كلام استاد خود مىفرمايد: ضربى كه در خارج تحقّق پيدا كرده، يك اضافه صدورى به فاعل دارد و يك اضافه وقوعى به مفعول. حال اگر شما در ناحيه مفعول مىگوييد: «الشيء لا ينقلب عمّا وقع عليه»، در ناحيه فاعل هم بايد همين حرف را بزنيد. فاعل هم براى هميشه متّصف است به اين كه او «صدر عنه الضرب» است. همانطور كه در ناحيه مفعول، انقلاب مستحيل است، در ناحيه فاعل نيز مستحيل است و نمىتوان كارى كرد كه اين ضرب از فاعل صادر نشده باشد. پس چطور شما بين فاعل و مفعول فرق مىگذاريد؟
[١]- أجود التقريرات، ج ١، ص ٨٣ و ٨٤