اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٤ - مقدّمه سوّم كلّى بودن معناى الفاظ عبادات
و بالاخره نتيجهاى كه از مجموع بحث بهدستمىآيد اين است كه بيان مرحوم آخوند در تفسير صحت و فساد نمىتواند مورد قبول باشد. نه صحت به معناى تماميت است و نه فساد به معناى نقص است بلكه تقابل بين صحت و فساد، تقابل دو امر وجودى و متضادّين است. ولى متضادّين بر دو قسمند: بعضى داراى ثالث مىباشند و بعضى، ثالث ندارند. صحت و فساد، مانند طهر و حيض است يعنى متضادينى هستند كه ثالثى براى آنها نيست ولى درعينحال، هر دو، امر وجودى هستند. بهخلاف تام و ناقص.
وقتى ناقص را مىشنويم فوراً به ذهنمان مىآيد كه جزئى را ندارد در حالى كه شأنش اين بود آن جزء را دارا باشد. پس تقابل بين تام و ناقص تقابل ملكه و عدم است.
مقدّمه سوّم كلّى بودن معناى الفاظ عبادات
الفاظ عبادات، مثل صلاة و صوم و ...- چه در آنها قائل به ثبوت حقيقت شرعيه شويم و چه قائل به ثبوت حقيقت متشرعه و چه استعمالات را استعمال مجازى بدانيم- بدون ترديد همانند اسماء اجناس، داراى معناى عامى مىباشند و در همان معناى عام، وضع يا استعمال شدهاند. در حقيقت از سنخ وضع عام و موضوع له عام مىباشند. اگر قائل به ثبوت حقيقت شرعيه شويم كه عين همين معناست نه سنخ آن.
يعنى قائلين به ثبوت حقيقت شرعيه مىگويند: شارع، معناى عامى را درنظر گرفته و اين الفاظ را- به وضع جديد- برآن معانى عام، وضع كرده است. بنا بر فروض ديگر هم، مسئله همينطور است. براى اين مطلب، دو دليل مىتوان اقامه كرد: دليل اوّل: آنچه از شنيدن اين الفاظ، به ذهن مىآيد، يك معناى كلّى است. يعنى همانطور كه از شنيدن كلمه رجل، معناى عامى به ذهن مىآيد، از شنيدن كلمه صلاة هم معناى عامى به ذهن مىآيد.