اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٥ - مقدّمه سوّم كلّى بودن معناى الفاظ عبادات
دليل دوّم: در لسان ادلّه، تعبيراتى را ملاحظه مىكنيم، مثلًا دليل مىگويد: (إنَّ الصَّلاة تنهى عَن الفَحشاء وَ المُنكَر) [١] و بدون ترديد، صلاتى كه بهعنوان موضوع در اين قضيه حمليه قرار گرفته، معناى عامى است. (إنّ الصَّلاة تَنهى عَن الفَحشاء وَ المُنكَر) مانند «الرجل خير من المرأة» است. همانطور كه در اينجا موضوع، اسم جنس است و بر معناى كلى دلالت مىكند در (إنّ الصَّلاة تَنهى عَن الفَحشاء وَ المُنكَر) و «الصلاة معراج المؤمن» [٢] و «الصلاة قربان كلِّ تقيّ» [٣] و «الصَّلاة خير موضوع فمن شاء استقلّ و من شاء استكثر» [٤] نيز موضوعْ يك معناى عام و كلّى است. كسى نمىتواند احتمال بدهد كه صلاة در اينها اگرچه بهمعناى عام، موضوعْ قرار داده شده ولى دليل بر عام بودن معناى صلاة نيست، يعنى ممكن است معناى صلاة، عموميت نداشته باشد ولى در اين قضايا، معناى عامى از آن اراده شده باشد. صلاة در اين عبارات، در معناى خودش استعمال شده است و معناى خودش يك معناى عام است. البته به اين نكته بايد توجه كرد كه مرحوم آخوند در اينجا ترتيب بحث را به هم زده، يعنى ايشان، بايد ابتدا، مقدمه بعدى را ذكر كند و سپس وارد اين مقدّمه شود ولى اين ترتيب را رعايت نكرده است. پايه و اساس مقدمهاى كه الآن مىخواهيم بحث كنيم، همان مسأله وضع عام و موضوع له عام است ولى ايشان اين مطلب را كه جنبه مقدميت براى اين بحث داشته، در يكى از مقدمات بعدى اشاره مىكند. بههرحال اين مقدمه بايد بهعنوان پايه بحث، روشن شود كه در اثناء بحث كسى اين حرف را نزند كه ما قبول نداريم وضع در صلاة، عام و موضوع له عام است. در نتيجه، عموميتى كه از كلمه رجل برداشت مىشود، از كلمه صلاة هم برداشت
[١]- العنكبوت: ٤٥
[٢]- اعتقادات مجلسى، ص ٢٩.
[٣]- وسائل الشيعة، ج ٣، ص ٣٠ (باب ١٢ من أبواب أعداد الفرائض و النوافل، ح ١).
[٤]- مستدرك الوسائل، ج ٣، ص ٤٣ (باب ١٠ من أبواب أعداد الفرائض و نوافلها، ح ٩).