اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣١٨ - مرحله دوّم آيا استعمال لفظ در اكثر از معنا از نظر لغت جايز است؟
شوند ولى اگر از دو وجود حقيقى بگذريم، اجتماع دو وجود تنزيلى يا يك وجود حقيقى و يك وجود تنزيلى جايز است. بنابراين، دليل سوّم هم نتوانست استحاله استعمال لفظ مشترك در اكثر از معناى واحد را ثابت كند. نتيجه بحث در مرحله اوّل از آنچه گفته شد معلوم گرديد كه هيچيك از نظريات سهگانهاى كه براى اثبات استحاله استعمال لفظ مشترك در اكثر از معنا اقامه شده است نمىتواند استحاله را ثابت كند. در نتيجه استعمال لفظ مشترك در اكثر از معنا، مستحيل نيست ولى اين مقدار براى ما كافى نيست و بايد مراحل ديگر را هم مورد بحث قرار دهيم.
مرحله دوّم: آيا استعمال لفظ در اكثر از معنا از نظر لغت جايز است؟
پس از آنكه از مرحله اوّل گذشتيم و عقيده پيدا كرديم كه استعمال لفظ در اكثر از معنا محال نيست، در مرحله دوّم، بحث در اين است كه آيا اين استعمالِ ممكن، از نظر لغت و واضع هم جايز است يا در عين اين كه امكان دارد، غير جايز است، زيرا هر چيز ممكنى، دليل بر ترخيص و جوازش وجود ندارد؟ آنچه مىتوان در ابتداى امر گفت اين است كه در باب مشترك لفظى بيش از اين براى ما ثابت نشده كه مثلًا حد اكثر يك واضع واحد بيايد و براى لفظ «عين» هفتاد معنا را وضع كند. [١] يك روز لفظ «عين» را براى معناى «باكيه» وضع كند و روز ديگر براى معناى «جاريه» و همينطور با توجّه و التفات و با اوضاع متعدّد، لفظ «عين» را براى
[١]- البته اين به عنوان حد اكثر چيزى است كه بتوانيم بگوييم ولى ما ريشه اشتراك لفظى را در بحثهاى آينده مطرح خواهيم كرد.