اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٨٠ - نظريه صاحب جواهر رحمه الله
عقلى به دست آوريم. اين مسئله، مانند مسأله خون است، لباس سفيدى كه خون به آن اصابت كرده و چند بار شسته شده ولى باز هم انسان مشاهده مىكند كه رنگ ضعيفى از خون باقى مانده است در اينجا اگر به عقل مراجعه كنيم، عقل مىگويد: اين رنگ ضعيف، اجزاء ريز همان خون است و نمىشود خون از بين رفته باشد و رنگ ضعيف باقى باشد ولى وقتى به عرف مراجعه مىكنيم، عرف اين مسئله را نمىپذيرد. عرف مىگويد: «خون وجود ندارد» و وقتى خون وجود نداشت عنوان «الدم نجس» اين لباس را نمىگيرد.
نظريه صاحب جواهر رحمه الله
صاحب جواهر رحمه الله مىفرمايد: ما نمىگوييم: «امّيّت» و «بنتيّت» سببيّت براى انتفاء زوجيّت دارد، تا رتبه انتفاء زوجيّت، متأخّر از رتبه «امّيّت» و «بنتيّت» باشد، بلكه ما مىگوييم: «امّيّت» و «بنتيّت» و «انتفاء زوجيّت» به عنوان معلول رضاع مىباشند، ولى اين سه در عرض يكديگرند. ايشان مىفرمايد: اگر بخواهيم با نظر دقيق حساب كنيم عنوان «أُمّ الزوجة» تحقّق پيدا نمىكند، زيرا «امّيّت» در عرض «انتفاء زوجيّت» است و اين دو، معلول براى يك علت مىباشند كه آن علّت، عبارت از رضاع محرِّم است. ولى آيا از نظر زمان بين «امّيّت» و «بنتيّت» و بين زوجيّت فاصلهاى وجود دارد يا اتصال در كار است؟ اصل زوجيّت تا كجا امتداد دارد؟ اينطور نيست كه بين زوجيّت و امّيّت و بنتيّت فاصله زمانى تحقّق داشته باشد. بلى در مورد كبيره ثانيه فاصله زمانى وجود دارد، زيرا وقتى صغيره در اختيار كبيره ثانيه قرار مىگيرد، صغيره، ديگر عنوان زوجيّت ندارد و كبيره ثانيه مادر كسى بهحساب مىآيد كه قبلًا زوجه اين مرد بوده است و چند روزى- مدتى كه شير خورده- در اينجا فاصله شده است. يعنى بين انتفاء زوجيّت و بين تحقّق رضاع محرِّم چند روزى فاصله شده است لذا در مورد كبيره ثانيه بايد بگوييم: «أُمّ من كانت زوجة». ولى در مورد كبيره اولى، بين زوجيّت و امّيّت و بنتيّتى كه معلول رضاع محرّم