اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٤٩ - كلام مرحوم آخوند
در نتيجه نمىتوانيم مسئله را با «لا تنقض اليقين بالشك» حل كنيم. ترديد در وضع مشتق در مسأله فقهيه: مرحوم آخوند در ادامه بحث مىفرمايد: درست است كه استصحاب، در مسأله اصوليّه براى ما مشكل را حل نمىكند ولى اگر ما با اين حالت شك وارد مسأله فقهيّه شديم و ندانستيم كه آيا مشتق براى خصوص متلبّس به مبدأ، وضع شده يا براى اعم از متلبّس و منقضى؟ مىتوانيم از اصل عملى كمك بگيريم ولى موارد آن فرق مىكند و به اختلاف موارد، اصل عملىِ مورد استفاده هم فرق مىكند. در بعضى از موارد بايد به اصالة البراءة و در بعضى از موارد به استصحاب بقاى حكم سابق مراجعه شود. مثلًا اگر مولا بگويد: «أكرم كلّ عالم» وجوب اكرام عالم- كه يكى از مصاديق مشتق است- از ناحيه مولا صادر مىشود. حال بايد ببينيم اين «أكرم كلّ عالم» در چه موقعيتى از مولا صادر مىشود؟ اگر زيد قبلًا عالم بوده و الآن مبدأ از او منقضى شده و در حال انقضاء، «أكرم كلّ عالم» صادر شود، در اين صورت بايد به اصالة البراءة مراجعه كرد، زيرا الآن كه مولا مىگويد: «أكرم كلّ عالم» وقتى سراغ زيد مىرويم مىبينيم مبدأ از او منقضى شده است، حساب مىكنيم كه اگر عالم براى اعم وضع شده باشد، اين زيد هم اكرامش واجب است زيرا در اين صورت كسى كه مبدأ از او منقضى شده است حقيقتاً عالم است.
ولى اگر عنوان عالم براى خصوص متلبّس به مبدأ وضع شده باشد در اين صورت كسى كه مبدأ از او منقضى شده، حقيقتاً عالم نبوده و اكرام او واجب نيست. و چون ما شك داريم كه آيا مشتق حقيقت در خصوص است يا در اعمّ؟ پس شك مىكنيم كه آيا اكرام زيد واجب است يا نه؟ و در موارد شك در حكم و نبودن حالت سابقه متيقّن، به اصالة البراءة مراجعه كرده و حكم به عدم وجوب اكرام زيد مىكنيم. امّا اگر «أكرم كلّ عالم» در موقعيتى از مولا صادر شد كه زيد، تلبّس فعلى به مبدأ داشت؛ و ما وقتى خواستيم او را اكرام كنيم دچار نسيان يا كسالتى شد و مبدأ از او