اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٥٣ - اشكالات كلام مرحوم آخوند
استصحاب شويد. براى تبيين مطلب، ابتدا مثالى ذكر كرده و سپس بر مورد اوّل ايشان تطبيق مىكنيم. اگر مولا امروز گفت: «لا تشرب الخمر» و ما آمديم سراغ مايعى و خمريّت آن را احراز كرديم، بحثى نداريم. ولى اگر با مايعى برخورد كرديم كه قبلًا بهطور مسلّم، خمر بوده ولى الآن كه «لا تشرب الخمر» آمده در خمريّت آن ترديد داريم اينجا چه بايد كرد؟ آيا كسى مىتواند بگويد: اين مايع كه دو روز قبل خمر بوده، «لا تشرب الخمر» نداشته و «لا تشرب الخمر» در زمان شكّ در بقاء خمريّت آمده است؟ كسى نمىتواند چنين حرفى بزند و بدون ترديد در اينجا استصحاب بقاء خمريّت جارى مىشود زيرا در استصحاب تصريح شده كه متيقّن لازم نيست در زمان تيقّن، اثرى داشته باشد. همينكه در حال استصحاب و در حال شكّ، اثرى برآن مترتّب مىشود، براى جريان استصحاب، كفايت مىكند. مثال اوّل مرحوم آخوند مانند مثال فوق است. ايشان مىگويد: زيد، در يك هفته قبل، بهطور قطع، عالم بوده و از يك هفته به اينطرف، بهطور قطع مبدأ از او منقضى شده است و «أكرم كلّ عالم» در حال انقضاء مبدأ آمده است. مىگوييم: همين اندازه كفايت مىكند. شما كه در شبهات مفهوميّه، استصحاب را جارى مىكنيد، چرا در اينجا رجوع به برائت مىكنيد؟ اينجا هم جاى استصحاب است. زيد در زمان گذشته و در حال تلبّس به مبدأ، بهطور قطع، عالم بوده و الآن كه مبدأ از او منقضى شده، شك داريم عالم است يا نه؟ استصحاب مىكنيم عالميّت زيد را. مگر چه فرقى بين اين مثال و مثال «لا تشرب الخمر» وجود دارد؟ بنابراين آنچه آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» مىفرمايد كه مسأله برائت در فرض اوّل روشن است- و ما هم آن را قبول داريم- طبق مبناى عدم جريان استصحاب در شبهات مفهوميه است- كه همه جا جاى برائت است، هم مورد اوّل و هم مورد دوّم- ولى اگر روى مبناى مرحوم آخوند پيش برويم فرقى بين مورد اوّل و مورد دوّم وجود ندارد و در هر دو مورد، استصحاب جريان پيدا مىكند.