اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٥٢ - اشكالات كلام مرحوم آخوند
آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» پس از بيان مطلب فوق، در مقام اعتراض به مرحوم آخوند مىفرمايد: اين زيد كه عالم بود و در زمان تلبّس او به علم، «أكرم كلّ عالم» از مولا صادر شد، حال كه تلبّس او منقضى شده چه چيزى را مىخواهيد استصحاب كنيد؟ ظاهر كلام مرحوم آخوند استصحاب حكمى است. ولى روى بيانى كه مطرح كرديم نه استصحاب حكمى جارى مىشود و نه استصحاب موضوعى. امّا استصحاب حكمى جارى نمىشود زيرا وجوب اكرام زيد در سابق، بهلحاظ اين بود كه زيد- بدون ترديد- مصداقى از مشتق است. چون عالم بود اكرامش واجب بود.
ولى الآن كه مبدأ از او منقضى شده و شك داريم كه آيا عالم بر او صدق مىكند يا نه؟
نمىتوانيم حكمى را كه قضيّه متيقّنهاش وجوب اكرام عالم است بياوريم و وجوب اكرام غير عالم يا مشكوك العالميّة را اثبات كنيم. اينجا بين دو قضيّه، اتّحاد وجود ندارد، درحالىكه در استصحاب، اتّحاد بين قضيّه متيقّنه و قضيّه مشكوكه لازم است. امّا در مورد استصحاب موضوعى- به اين كه بقاء عالميت را استصحاب كنيم مانند استصحاب بقاء نهار- مىگوييم: استصحاب موضوعى، در شبهات مفهوميّه معنا ندارد، زيرا ما الآن در واقعيت خارجيّه ترديدى نداريم. ما مىدانيم زيد تا ديروز متلبّس به مبدأ بوده و از ديروز به بعد، مبدأ از او منقضى شده است. بله اگر در يك امر خارجى شك كنيم، مثلًا شك كنيم آيا تلبّس به علم از زيد كنار رفته يا نه؟ مىتوانيم بقاء عالميّت را استصحاب كنيم. ولى اينجا كه ريشه شكّ ما در مفهوم عالم است و در موضوع له هيئت مشتق ترديد داريم نمىتوانيم عالميّت را استصحاب كنيم. [١] اشكال دوّم: اگر مرحوم آخوند بفرمايد: «جريان استصحاب موضوعى، در شبهه مفهوميّه مانعى ندارد و ما نظريّه شيخ انصارى رحمه الله را قبول نداريم». ما در جواب مرحوم آخوند مىگوييم: بنابراين بايد در مورد فرض اوّل هم قائل به
[١]- محاضرات في أُصول الفقه، ج ١، ص ٢٤٢- ٢٤٥