مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٥٢
حجّيت خبر واحد را اين چنين طرح و نقد مى نمايد: «و گروهى استدلال كردند به اين آيت بر وجوب عمل [بر] خبر واحد، و آن، آن است كه گفتند: چون [در] خبر فاسق توقف [فرمود]، بايد كه در خبر عدل عمل واجب باشد تا فرق بود ميان خبر فاسق و خبر عدل. گوييم: اين دليل طريق الخطاب است و دليل الخطاب معتمد نيست به نزديك بيشتر اهل علم. پس درست آن است كه اول گفتيم». ظاهراً مراد وى از دليل الخطاب، مفهوم وصف است كه به اعتقاد محققان اصولى متأخر، فاقد حجيت است. [١] اين عبارات صراحت دارد بر اينكه ابوالفتوح رازى همچون علماى متقدم اماميّه چون: سيّد مرتضى و علماى پيش از او، خبر واحد را فاقد حجّيت مى داند، لكن پرسش جدّى اى كه به ذهن تبادر مى كند، آن است كه با توجه به تنوع كاربرد روايات در تفسير ابوالفتوح و نظر به اينكه اكثر قريب به اتفاق اين روايات از نوع آحاد مى باشند، چه جمعى مى توان ارائه نمود؟ شايد در مقام پاسخ بتوان از تحقيق شيخ انصارى در جمع دو ادّعاى اجماع متعارض در حجّيت خبر واحد و عدم آنكه شيخ طوسى و سيد مرتضى مدّعى آن اند، استفاده نمود. [٢]
اسرائيليات و روايات ضعيف در تفسير ابوالفتوح
در تفسير ابوالفتوح مانند برخى از تفاسير ديگر اسلامى با اخبار اسرائيلى و ضعيف مواجه مى شويم و نام مروّجان مشهور اسرائيليات مانند كعب الاحبار و وهب بن منبّه در بين راويان روايات مورد استناد آن به چشم مى خورد. اين بدان معنا نيست كه ابوالفتوح رازى از ضعف بلكه ساختگى بودن غالب اين روايات
[١] اصول الفقه، ص ١١٣ ـ ١١٤.[٢] روض الجنان، ج ٢، ص ٧٨.