مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٣٢
«ماى مصدرى را مثال بسيار بود؛ منها قوله: «...بِما رَحُبَتْ...»، [١] أى برحبها و قوله: «... بِما ظَلَمُوا...»، [٢] أى بظلمهم». [٣] ٥. كلام متضمن تهديد و وعيد. عبارات ابوالفتوح رازى ذيل آيه «وَ إِذَا الْمَوْؤدَةُ سُئِلَتْ» [٤] به شرح ذيل است: «و اين كلامى است متضمن تهديد و وعيد آن كس را كه اين كرده باشد. و سؤال اگر چه به ظاهر تعلق به مؤوده دارد، بر حقيقت وائد را باشد؛ چنان كه گفت در حق عيسى بن مريم: «... أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنّاسِ اتَّخِذُونِي...» [٥] و غرض از اين تخجيل آنان باشد كه اين حديث بر او حوالت كردند و مثله قوله: «يَوْمَ يَجْمَعُ اللّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ ما ذا أُجِبْتُمْ...» [٦] ، و سؤال بر حقيقت به امّتان متوجّه باشد و اين طريقتى است معروف عرب و عجم را». [٧] ٦. خبر به معنى امر. شيخ ابوالفتوح رازى ذيل آيه «الزّانِي لا يَنْكِحُ إِلاّ زانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً...» [٨] مى نويسد: «و ظاهر آيت، اگر چه خبر است، معنى آن است كه بايد كه چنين باشد؛ چنان كه گفت: «... وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً...»؛ [٩] يعنى بايد تا ايمان دارند او را. قوله «... إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ...»؛ [١٠] يعنى بايد تا نماز مردمان را منع كند از فحشا و منكر؛ چه اگر خبر بودى دروغ بودى». [١١] ٧. عدم اشتمال معناى استغراق براى واژه «كل» در برخى استعمالات قرآنى. عبارات شيخ ابوالفتوح رازى ذيل آيه «ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الَّثمَراتِ فَاسْلُكِي...» [١٢] به اين شرح
[١] توبه (٩): آيه ٢٥.[٢] نمل (٢٧): آيه ٥٢.[٣] روض الجنان، ج ١٨، ص ٩٦.[٤] تكوير (٨١): آيه ٨.[٥] مائده (٥): آيه ١١٦.[٦] مائده (٥): آيه ١٠٩.[٧] روض الجنان، ج ٢٠، ص ١٦٢.[٨] نور (٢٤): آيه ٣.[٩] آل عمران (٣): آيه ٩٧.[١٠] عنكبوت (٢٩): آيه ٤٥.[١١] روض الجنان، ج ١٤، ص ٨٢.[١٢] نحل (١٦): آيه ٦٩.