تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤٧ - شرح آيات
[١٥] و آيات آينده به بيان شرطهاى ايمان مىپردازد، مگر نه آن است كه ايمان نيروى اجرايى براى همه آموزشهاى وحى و روح دفاعى جامعه است كه بدون آن نظامهاى مجتمع به صورت حروفى بدون معنى در مىآيد؟! إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا مؤمنانى كه به خدا و رسولش گرويده و ايمان آوردهاند و سپس گرفتار شك نشدند.
آيا مؤمن چه وقت شك مىكند؟ هنگامى كه به انجام دادن وظيفه دشوارى مكلّف مىشود و نفس او درباره راستى و صدق ايمانش او را دچار وسوسه مىكند، امّا از لحاظ خود ايمان محض بايد بگوييم كه آن همچون زرنابى است كه هر چه بيشتر در معرض آتش دشواريها قرار گيرد جلا و درخشندگى آن افزونتر مىشود.
وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ و با مال و جان خويش به جهاد در راه خدا پرداختند.
جهاد به معنى تلاش و كوشيدن به اندازه توانايى در راه خدا است، و چنين بودن در آن هنگام مىتواند صورت بگيرد كه قلب از شايبه كفر و شرك و نفاق خالى شده باشد.
أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ اين گونه كسان راستگويانند.
آن حقيقت ايمانى است كه در طاعت و جهاد تجلّى پيدا مىكند، و بدون رسيدن به اين حقيقت نمىتوان ايمان كسى را تصديق كرد، اما اسلام او به مجرّد قبول دين اسلام و ملتزم شدن به آن صادق است.
[١٦] و كسى كه مكابره كند و مدعى آن شود كه على رغم همه اينها باز هم مؤمن است، در حق خود سفاهت كرده است، و چگونه/ ٤٤٣ او خيال مىكند كه خدا از دين او با خبر است، مگر علم خدا همه چيز را شامل نمىشود؟؟
به گفته مفسران، آنان گروهى از اعراب بنى اسد بودند كه در خشكسالى به نزد رسول خدا آمدند و اداى شهادتين كردند، ولى در درون جانشان مؤمن نبودند و راههاى مدينه را با عوامل غير امنيتى از امنيت انداختند و سبب گرانى جنسها شدند، در صورتى كه به رسول اللَّه- صلّى اللَّه عليه و آله- مىگفتند (و بر او منت