تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٩٠ - إسرافيل
[٢٩] ثانيا: خدا را سنتها و ارزشهايى در اين زندگى است، و آنها را فرمانروا و ميزان و معيار هر قضيه قرار داده است، و بر اساس آنها محاسبه صورت مىگيرد و سرنوشت معين مىشود، و اينها ثابت و تغيير ناپذير است. از آن جمله است اين كه كيفر كافر و مشرك آتش است، و پاداش مؤمن فردوس برين، و ممكن نيست كه عكس اين اتفاق افتد، و اگر چنين باشد حكمت زندگى دنيا چه خواهد بود، و نقش بيم دادن، در صورتى كه خدا براى ثواب و عقاب نظام محدودى مقرر نكرده باشد چيست؟
ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَ گفته در نزد من تغيير و تبديل پيدا نمىكند.
و تأييدى درباره گفته ثابت و تغييرناپذير اين آيه، گفته خدا در سوره (ص) است كه شيطان سوگند ياد كرد كه بندگان را گمراه خواهد كرد و خدا چنين به او پاسخ داد قالَ فَالْحَقُّ وَ الْحَقَّ أَقُولُ* لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَ مِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ خدا گفت: حق است و من حق را مىگويم كه جهنم را از تو و از همه كسانى كه پيروى تو كردهاند پر خواهم كرد». [٤٣] ثالثا: عدالت الاهى از آن ابا دارد، زيرا چگونه امكان آن وجود پيدا مىكرد كه نيكوكار و بد كار برابر با يكديگر باشند؟! يا چگونه مىتواند ستمگر در بهشت در كنار ستمديده باشد بى آن كه اولى به قصاص خود رسيده باشد و شايد ستمديده در دنيا به دست ستمگر كشته شده باشد؟! آيا اين عدالت است كه شخص مانع خير و آن كس كه از رسيدن خير به او جلوگيرى به عمل آمده است يكسان باشند؟! يا متجاوز و تجاوز چشيده؟! آيا امكان آن هست كه ابن ملجم با امام على (ع) كه مسلمانان را با قتل او سوگوار كرد وارد بهشت شود؟! يا يزيدى كه حسين را همچون گوسفندى سر بريد در صورتى كه او پسر خاتم الانبياء و سيد الاوصياء و سيدة نساء العالمين بوده؟! هرگز و حاشا للَّه عزّ و جلّ كه عادل است چنين كند، در حالى كه كتابش از قول او چنين مىگويد
[٤٣] - ص/ ٨٤ و ٨٥.