تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤٣ - شرح آيات
مفسران در سبب نزول اين آيه گفتهاند كه: پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله به طايفه بنى/ ٤٣٩ بياضه فرمان داد تا زنى از خود را به همسرى به ابو هند دهند، و آنان به رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله گفتند: آيا دخترانمان را به بندگان خويش تزويج كنيم؟ و خداوند متعال اين آيه را نازل كرد. [١١١] از اين حديث و از آنچه پس از اين مىآيد، اندازه آن مشكل و دشوارى را كه رسول خدا در برانداختن روح تعصب از آن جامعه عقبمانده جاهلى با آن رو به رو بود، آشكارا مىتوان دريافت؛ و از ابن عباس روايت شده است كه در روز فتح مكّه پيامبر- صلّى اللَّه عليه و آله- به بلال دستور داد كه هنگام ظهر بر بام كعبه بالا رود و اذان بگويد، و عتاب بن أسير بن أبى العيص گفت: شكر خداى را كه جان پدرم را گرفت تا چنين روزى را نبيند، و حارث بن هشام گفت: محمد (ص) كسى جز اين كلاغ سياه را نيافت تا براى او اذان بگويد، و سهل بن عمر گفت: خدا چون چيزى را بخواهد تغيير مىدهد، و ابو سفيان گفت: من چيزى نمىگويم بدان جهت كه از آن مىترسم كه پروردگار آسمان از آن با خبر شود، پس جبرييل به نزد پيامبر- صلّى اللَّه عليه و آله- آمد و از آنچه گذشته بود او را آگاه ساخت، پس آنان را نزد خود خواند و از آنچه گفته بودند پرسش كرد و آنان اعتراف كردند و خداوند متعال اين آيه را فرو فرستاد. [١١٢] پيامبر- صلّى اللَّه عليه و آله- تا آخرين روزهاى زندگانى خويش بر ضدّ حميّت جاهليت مبارزه مىكرد، و راويان روايت كردهاند كه او در منى در وسط ايام تشريق (كه حاجيان از همه شهرها گرد هم جمع مىشوند)، بر بالاى شتر خطاب به ايشان گفت
اى مردم! بدانيد كه پروردگارتان يگانه است، و پدرى يگانه داشتهايد، عرب را بر عجم و عجم را بر عرب فضيلتى نيست، و نيز سياه را بر سرخ و سرخ را بر
[١١١] - القرطبى، ج ١٦، ص ٣٤١.
[١١٢] - همان جا.