تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨٠ - شرح آيات
نتيجهاى از تبانى ميان حزب اموى و منافقان طرفدار ايشان عليه مسلمانان بود كه قسمتى از آن به توسط وليد عملى شد، در صورتى كه ديگران مىخواستند باز مانده آن به اجرا در آيد.
دوم: در خبر آمده است كه اين آيه در داستان افك بنا بر بعضى از روايات نازل شده است. و على بن ابراهيم در تفسير خود گفته است كه آيه درباره ماريه قبطيه مادر ابراهيم (عليه السلام) نزول پيدا كرد، و سبب آن اين بود كه عايشه به رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- گفت كه ابراهيم از تو نيست بلكه از جريح القبطى است كه هر روز پيش او مىآمد، پس پيغمبر (ص) خشمناك شد و به امير المؤمنين (عليه السلام) گفت: شمشير برگير و سر جريح را براى من بياور، پس امير المؤمنين (ع) شمشير برگرفت و گفت: يا رسول اللَّه! پدرم و مادرم فداى تو باد، هنگامى كه مرا به انجام دادن كارى مأمور مىكنى، همچون سيخ داغ شدهاى هستم كه در ميان كركى فرو رود، آيا فرمان مىدهى كه در اين كار تحقيق كنم يا بدون تحقيق به عمل بپردازم؟ پس رسول اللَّه- صلّى اللَّه عليه و آله- به او گفت: تحقيق كن، و امير المؤمنين به اتاق مادر ابراهيم رفت و بر آن بالا رفت و چون چشم جريح به او افتاد گريخت و از درخت خرمايى بالا رفت، و امير المؤمنين (عليه السلام) به او نزديك شد و از او خواست كه از درخت فرود آيد و او گفت: يا على! اين جا كسى نيست و من خصى و خواجهام و شلوار خود را پايين كشيد و عورت خود را آشكار ساخت و معلوم شد كه خواجه است، و چون او را نزد رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- آورد، رسول خدا (ص) به او گفت: اى جريح! تو را چه شده است؟ و او در پاسخ گفت: قبطيان خدمتگزاران مرد خود را كه در خانههاشان و در ميان اهل خانهشان به خدمت اشتغال دارند خصى مىكنند، و قبطيان جز با قبطيان انس پيدا نمىكنند، و پدر ماريه مرا براى آن فرستاد كه خدمت او كنم و مونس او باشم، و خدا آيه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ را نازل كرد. [١٧]
[١٧] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٨١.