تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨٢ - شرح آيات
به صورتى بهتر فايده برگيريم، مگر نه اين است كه اگر كسى اعتبار كلانى در بانك داشته باشد، در صورت بى خبر و نادان بودن نسبت به آن، هيچ نفعى از آن به دست نمىآورد! ايمان آوردن به رسالت نيز توفيقى از جانب خدا و نعمت و فضل است؛ اين درست است كه بنده گام اول را به جانب پروردگار خويش بر مىدارد، و تسليم به حق مىشود، ولى اگر خدا محبت پيدا كردن نسبت به ايمان را به/ ٣٨٢ قلب كسانى كه صلاحيت آن را دارند نينداخته باشد، هيچ يك از افراد بشر نمىتواند از اين فيض بهرهمند شود. و خدا دوستى ايمان را دو بار به دل افراد بشر انداخته است، يكى در آن هنگام كه آدمى را بر فطرت ايمان به خدا آفريد، و ديگرى در آن هنگام كه در قلوب تسليم شدگان به پروردگارشان (مسلمانان) براى پذيرفتن نعمت هدايت دوستى ايمان را پديد آورد. به همان گونه كه فطرت بشرى خود به خود انحراف را به همه درجات و اشكال آن ناخوش مىدارد، كه از آن جمله است كفر كه مخالفت اساسى با دين به شمار مىرود، و فسوق كه عبارت از تجاوز از حدود شريعت است، و عصيان كه مرتكب شدن بعضى از خطاها است، اين هر سه مخالف با ايمان است، و بدون پاك كردن چرك آنها از قلب، اين قلب به استقبال و پذيرفتن روح ايمان نخواهد رفت.
أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ آنان راهيافتگاناند.
گفتهاند كه ريشه كلمه رشد به معنى سنگ است، و صاحب رأى سديد و محكم را راشد مىگويند از آن روى كه در آن رأى استقامت دارد و سخت به آن پيوسته است، و نسبت به آنچه مىكند يقين دارد. و رشد مؤمن برخاسته از يقين او است و سخت و استوار بودن او در حق، چه راه آشكار آن را شناخته و هرگز آن را تغيير نخواهد داد.
از آن روى سياق قرآن از خطا به غيبت تبديل يافت كه مقام راشدان بالا و شايسته آن است كه با كلمهاى همچون «اولئك» طرف خطاب قرار گيرد، و در نتيجه كسى مىتواند به چنين مقام برسد كه بهرهاى بزرگ داشته باشد، و بنا بر اين هر