تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٤ - رهنمودهايى از آيات
باطل كنند.
مردى از ابو عبد اللَّه (امام صادق عليه السلام) چيزى پرسيد و پاسخى گرفت، پس آن مرد گفت: اگر چنين و چنان باشد، حكم درباره آن چگونه است (شايد چنان مىپنداشت كه براى مفروضات تازه حكمى در شريعت وجود ندارد) پس امام به او گفت: «هر وقت در پاسخ تو چيزى بگويم، آن گفته از رسول خدا است، و ما به رأى خود چيزى نمىگوييم». [٦] سماعة از امام ابو الحسن عليه السلام روايت كرده است كه: از او پرسيدم كه آيا همه آنچه مىگويى در كتاب خدا و سنّت و حديث وجود دارد يا آن را به رأى خود مىگويى؟ و او گفت: «هر چه مىگوييم از كتاب خدا و سنّت او است». [٧] پس براى آن كه بر رسول پيشى نجوييم، و هواى نفس و نادانى راهنماى ما نشود، ناگزير بايد در دين تفقه كنيم و از اصول حكم در آن آگاه شويم و براى شناخت زندگى و چگونگى رفتار خودمان در اين بيدارى و هشيارى پيدا كنيم.
[٢] ادب و آيين معاشرت با رسول (ص) و رهبرى مكتبى چنين بود، و اما ادب سخن گفتن با او را آيهاى خطاب به مؤمنان بيان مىكند و به آنان يادآور مىشود كه مراعات اين گونه آداب از نشانهها و شرطهاى ايمان است. و در حديث مأثور از امام باقر عليه السلام آمده است كه مسلمانان بدين گونه در آن هنگام خطاب شدند كه دو قبيله أوس و خزرج ايمان آوردند؛ امام گفت
شمشيرها از نيام بيرون كشيده نشد، و صفها براى نماز و لشكر كشى آرايش نيافت و اذان آشكارا گفته نشد، و خدا يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا را فرو نفرستاد مگر آن گاه كه فرزندان دو قبيله أوس و خزرج ايمان آوردند». [٨]/ ٣٦٦ چنان مىنمايد كه سبب اين امر پيدايش جامعه اسلامى در هنگام اسلام آوردن آن قبايل بوده است.
[٦] - همان منبع، ص ١٧٣.
[٧] - همان جا.
[٨] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٨٠.