تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٤ - شرح آيات
به آنچه با خدا عهد و پيمان بسته است وفادار بماند، به زودى خدا به او پاداشى بزرگ خواهد داد.
[١١] از دستاوردهاى حركت به سوى مكه، و از تجلّيات فتح المبين، شناختن عناصر ضعيفى بود كه در ميان امت اسلامى زندگى مىكردند، و چون خدا از پايان كارها با خبر است، و از واقعيت آن پيمان شكنان آگاهى دارد، و مىداند كه در مقابل پيغمبر (ص) به عذرها و بهانههايى مىپردازند جز آنچه در ضمير ايشان نهفته است، اين مطلب را براى فرستاده خود آشكار مىسازد تا در برابر آنان ايستار قاطعى براى خود انتخاب كند.
سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا فَاسْتَغْفِرْ لَنا به زودى بازنشستگان از اعراب به تو خواهند گفت كه اموال و كسانمان ما را به خود مشغول داشته است پس براى ما آمرزش بخواه.
آيا چنين بهانهاى در چنين وضع حساس و قاطع زندگى امت اسلامى پذيرفتنى است؟ آنان مرتكب خطاهايى شدهاند و اكنون مىخواهند دستگاه رهبرى را فريب دهند و با مجموعهاى از عذرهاى واهى رضايت او را جلب كنند و خوددارى از همكارى با مسلمانان و اطاعت از رهبرى را مشروع جلوه دهند، و آنان با اين عمل خود، علاوه بر پيمان شكنى، خطاى ديگرى نيز مرتكب شدهاند و آن نفاق ورزيدن ايشان از طريق آوردن بهانههاى دروغين است، ولى خدا آنان را رسوا خواهد كرد، و حقيقت حال ايشان را به فرستاده خود خبر خواهد داد، و معلوم خواهد شد كه آنان در توبه خود و بلكه در عذر آوردنهاى خود راستگو نبودهاند.
يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ با زبانهاى خود چيزهايى مىگويند كه در دلهاى آنان وجود ندارد.
از نفاق و خيانت، و شايد اين كلمه پيش از هر چيز با تظاهر آنان به پشيمانى از/ ٣١٥ بازنشستگى و تخلف ورزيدن از انجام دستورهاى پيغمبر (ص) و اميدوارى آنان به طلب آمرزش پيغمبر براى ايشان قابل انطباق باشد.
آرى، بهانه آوردنها گاه انسان را از مجازات شدن به دست افرادى از بشر