تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٢ - زمينه كلى سوره
مجادلات فراوان شده است ... زيرا چگونه امكان آن وجود پيدا كرد كه مؤمنان با جانهاى آكنده از خشم نسبت به كفار و پس از آماده شدن براى جنگ با ايشان و مشتاق شهادت بودن، با دشمن كافر و ستمگر قرار داد صلح ببندند؟
شايد نزول يك سوره تمام در اين موضوع و ناميده شدن آن به نام الفتح دليل بر حساس بودن مسئله رسيدگى به موضوع از ديدگاههاى متعدد بوده است.
اولا: اين كه معنى صلح نه تسليم است و نه ضعف و نه چشمپوشى از هدفهاى اساسى امت.
ثانيا: صلح به معنى غالب ساختن رأى منافقان دعوت كننده به صلح يا سستى در تهيه كردن وسايل و آمادگيهاى نظامى و جنگى نبود.
/ ٢٨٤ ثالثا: صلح يا جنگ بسته به فرمانهاى صادر از دستگاه رهبرى است، و امتى كه متمسك به ريسمان قيادت و پيشوايى الاهى باشد، نه در جنگ شكست مىخورد و نه در حالت صلح گرفتار آن مىشود.
شايد همين ديدگاهها محورهاى اين سوره كريمه را تشكيل مىدهد كه صلح را به صورت فتحى آشكار معرفى كرده است، و به اين كه خدا آنچه را كه پيغمبرش پيش از رسالت و پس از رسالت به آن پرداخته بود، و دشمنان آنها را گناهان او تصور مىكردند، بخشيده است، و او را به راه مستقيمى رهبرى كرده كه به دست يافتن به هدفهاى عالى او و از جمله آنها پيروزى گرانبها منجر مىشود.
پس از پرداختن به اين مقدمه عالى در آغاز سوره (آيات ١- ٣) قرآن به مدح مؤمنان مىپردازد، يعنى كسانى كه از رسول خدا (ص) در صلح به همان گونه از او فرمانبردارى مىكنند كه پيش از آن براى آماده شدن به جنگ پيروى مىكردند، و همين را وسيلهاى براى پيروزى مىداند، و اين كه پروردگار سبحانه و تعالى آرامش خويش را بهره قلوب مؤمنان قرار داده است ... و دانستهاند كه تا زمانى كه در گروه سپاهيان خدا جاى دارند، كه سپاهيان آسمانها و زمين همه به او تعلق دارند، پيروز خواهند بود و چشم به راه باغهايى كه از پاى درختان آن جويهاى آب روان است.
اما منافقان كه در زمان صلح، همچون در زمان جنگ، به مخالفت با