تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٤ - زمينه كلى سوره
پس از مستثنى كردن بيماران و ناتوانان از اين حكم، سياق به مؤمنانى باز مىگردد كه با تلاشهاى خود سبب رسيدن مسلمانان به اين صلح شده بودند، و با رسول بر جنگ در زير درختى كه در آن جا بود بيعت كردند و خدا از ايشان راضى شد، و آرامش خود را نصيب قلبهاى ايشان ساخت، و پاداش آنان در دنيا فتحى نزديك بود كه در دستاوردهاى صلح حديبيه تحقق يافت، و سپس در فتح مكه. و خدا مطالب و دستاوردهاى مؤمنان را چنين بيان مىكند: صلح حديبيه كه سبب جلوگيرى مردم از آزار دادن به ايشان شد، و آن را آيتى قرار داد، و عبرتى تاريخى كه مؤمنان از آن بهرهمند شوند.
پيروزى مسلمانان همراه با قدرت بود و نه از ناتوانى يا خوارى يا حقارت، پس اگر كافران در دروازههاى حرم مكه به جنگ با ايشان مىپرداختند، ناچار شكست مىخوردند و مىگريختند، و اين سنتى خدايى است كه تغيير نمىپذيرد، و اگر خدا اراده مىكرد كه آتش جنگ افروخته شود، كفار گرفتار شكست مىشدند، ولى به حكمتى نبرد در داخل مكه صورت نگرفت. و قريش مستحق جنگ بودند، بدان سبب كه از در آمدن مسلمانان به مسجد الحرام جلوگيرى مىكردند، اما علت شروع نشدن جنگ آن بود كه خويشاونديهاى مؤمنان با كفار پرهيز از جنگ را تشويق مىكرد.
جنگ مسلمانان برخاسته از تعصب و نژادپرستى نبود، بلكه از مصلحت رسالت بود، و به همين سبب بر گرد محور مصلحت ايمانى دوران مىكرد، در صورتى كه نبرد كافران برخاسته از عصبيتهاى جاهليت بود/ ٢٨٦ و لذا نمىتوانستند از راه جنگ به هدفهاى خود برسند.
قلوب كافران آكنده از حميت و غيرت جاهلى بود، در صورتى كه آرامش ايمانى دلهاى مؤمنانى را آباد و شكوفان نگاه مىداشت، از آن روى كه به كلمه تقوى و پرهيزگارى ملتزم بودند.
راستى خوابى كه رسول اللَّه ديد و در آن چنان به نظر وى رسيد كه همراه با مؤمنان به حق وارد مسجد الحرام شدهاند و خوفى بر ايشان مستولى نبود، تعبير شد و