تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٣ - زمينه كلى سوره
رسول خدا (ص) بر مىخاستند، گرفتار عذاب خدا خواهند شد، چه آنان در حق خدا بدگمان بودند، و چنان مىپنداشتند كه خدا به يارى ايشان نخواهد پرداخت، پس براى ايشان پيشامدهاى بد فراهم شد، و به هر جا كه رو مىكردند با بدى رو به رو مىشدند، و خدا به ايشان غضب كرد و گرفتار خشم و لعنت او شدند و جهنم را براى پذيرفتن آنان آماده كرد.
بنا بر اين محور جامعه اسلامى رسولى است كه اگر خير خواه او باشند بايد با اخلاص به اطاعت و فرمانبردارى از او گردن نهند، و به سعادت برسند، چه خدا او را گواه و بشارت دهنده و بيم دهنده فرستاده است، و او را محور زندگى ايشان قرار داده است، تا به خدا و رسولش ايمان آورند، و او را عزيز و گرامى دارند. از آن روى كه دست رسول دست خدا است، و دست خدا بالاى دستهاى ايشان.
سياق به منافقانى باز مىگردد كه منتظر فرصت صلح بودند تا مصداق بودن رسالت را در معرض طعنه قرار دهند و مىگويد: اعرابى كه در خروج رسول از مدينه به مكه خود را كنار كشيدند و گفتند كه كار و زندگى ما را از آن بازداشت، و اكنون مىخواهند پس از جدايى از صفوف رسالت به آن بازگردند،/ ٢٨٥ ولى خدا مكر ايشان را آشكار و آنان را رسوا مىكند، در صورتى كه آنان چنان فكر نمىكردند كه رسول بتواند بار ديگر به نزد آنان باز گردد، و به گمانهاى بد متوسل شدند و قومى در معرض هلاك قرار گرفته بودند.
اكنون كه ستاره مسلمانان درخشيده بود و بزرگترين نيروى موجود در جزيره يعنى قريش را به اطاعت خود درآوردهاند، و آنان به مسلمانان همچون يك نيروى سياسى مخالف نگاه مىكنند، فرصت طلبان در صدد آن بر آمدهاند كه به دستگاه رسالت باز گردند به طمع آن كه در غنيمتهاى آن سهيم شوند، و اين پيوسته از دشواريهاى صلح است. و اسلام بازگشت آنان را به اين شرط موكول كرد كه آماده جهاد باشند و چون بار ديگر آنان را به آن خواستند، اگر از خدا فرمان برند اجرى عظيم بهره ايشان شود، و اگر باز هم مثل پيشتر به جهاد پشت كنند و بهانه آورند، خدا آنان را به عذابى دردناك معذب خواهد ساخت.