تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٢ - شرح آيات
و چون شما ايمان داريد، با ارزشها و قدرتهاى خويش بر دشمن كافر برترى داريد، بدان سبب كه ايمان بصيرت و قوت است: بصيرت از لحاظ وفور دخالت عقل در كارها و داشتن ديدى حياتبخش به زندگى و جهان، و نيرو و قوت از لحاظ عزم در اراده و پيوستگى صفوف و آرزومندى شهادت و استقامت و شكيبايى بر سختيها كه ايمان الهامبخش آن است.
اينك اين پرسش مطرح مىشود: قرآن از كدام صلح منع كرده، در صورتى كه در جاى ديگر گفته است إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ و اگر به صلح تمايل نشان دادند، تو نيز بدان تمايل داشته باش و بر خدا توكل كن»؟ آيا اين آيه ناسخ آن ديگرى نيست؟
چنان مىنمايد كه دين از صلح مبتنى بر سستى نهى كرده است، كه در پى آن شكست و خوارى خواهد آمد، و اين در واقع تسليم شدن به دشمن است ... در صورتى كه آيه ديگر از پذيرفتن صلحى سخن مىگويد كه دشمن آن را پيشنهاد كرده است و سبب آن سستى و ضعفى بوده كه در صفوف خود مشاهده كرده است، و بنا بر اين هر دو امر به ارزشهاى رسالى خدمت مىكند ... پس در آن هنگام كه صلح به مصلحت اسلام و قوت و پيروزى آن باشد و دعوت به صلح از جوانب دشمن آمده است، ناچار بايد آن را پذيرفت، در صورتى كه پيشقدم شدن/ ٢٧٤ مسلمانان به دعوت براى صلح حكايت از احساس سستى و ضعف مىكند، و به همين سبب در حديث مأثور از امير المؤمنين (عليه السلام) در عهد نامه وى به مالك اشتر آمده است: «و از صلحى كه دشمن تو را بدان خواند، و رضاى خدا در آن بوده، روى متاب». [٤٣] وَ اللَّهُ مَعَكُمْ وَ لَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمالَكُمْ و خدا با شما است و هرگز چيزى از اعمال شما نمىكاهد.
گفتهاند كه معنى «لن يتركم» آن است كه خدا شما را از اعمالتان جدا نمىكند، چه وتر به معنى تنها گذاشتن است، و آن كس را كه يكى از كسان او
[٤٣] - تفسير نمونه به نقل از نهج البلاغة، نامه شماره ٥٣.