تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٢ - شرح آيات
خدا انسان را آفريد، و او حامل خواستها و آرزوهايى است كه حدى ندارد، و هر وقت كه به نعمتى دست مىيابد، نفس او خواهان نعمتى ديگر مىشود، و پروردگار نعمتهاى جهان ديگر را به ياد ما مىآورد كه آنها را به پرهيزگاران وعده كرده است، و مىداند كه به آنها بسنده نمىكند، و به همين سبب مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ را به دنبال آنها مىآورد، مگر خدا و خرسندى او منتها حد آرزوى عارفان و منتها خواسته خواستاران نيست؟
اينك مىپرسيم: كدام يك بهتر است: اين كه از دنيا به آخرت منتقل شويم و به آن نعيم بزرگ معنوى و مادّى دسترسى پيدا كنيم، يا اين كه به رو در آتش افكنده شويم و ذليل و خوار و رسوا در آن بمانيم؟! كَمَنْ هُوَ خالِدٌ فِي النَّارِ همچون كسى كه در آتش جاودان است.
از امير المؤمنين على (ع) حديث طويلى روايت شده است كه آن را به احنف بن قيس در توصيف اهل دوزخ گفته بود
پس بسيار در آن روز صلبهايى كه صدمه مىبيند، و چهرههايى كه شكسته مىشود، و زشت شدههايى كه گرفتار خوارى مىشوند، كه غل جامعه كف دست او را خورده، و طوق گردنش را چنين كرده است.
اى احنف! اگر آنان را مىديدى كه چگونه در درههاى آن پايين مىروند، و بر كوههاى آن صعود مىكنند، و لباسهايى فراهم آمده/ ٢٣٧ از پارههاى قطران بر تن دارند، و با فجّار و شياطين آن قرين شدهاند، و چون كژدمها و مارهاى آن به آزارشان مىپردازند، و ندا دهندهاى در ميان ايشان بانگ بر مىدارد كه: اى اهل بهشت و نعيم آن، و اى اهل و شايسته زيورها و جامههاى آن، جاودان باشيد كه مرگى در پيش نيست، و در اين هنگام است كه درها بسته و اميدشان قطع مىشود، و چه بسيار پيرى كه فرياد بر مىدارد كه واى بر پيريم! و چه بسيار جوانى كه بانگ بر مىدارد كه واى بر جوانيم! و چه بسيار زنانى كه ندا مىكنند: واى بر رسواييم».
وَ سُقُوا ماءً حَمِيماً و آب جوش به ايشان مىنوشانند.
آن را البته نمىخواهند، ولى تشنگى شديد آنان را وادار به خوردن آن