تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٥ - اشكال باصل عدم اعتبار معاملات صبى
و فائده آن و بدين ترتيب مقصود از حديث آنستكه:
پ يامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ما را از عوض كسبى كه در دست صبى است نهى فرموده و سفارش نمودهاند كه در آن تصرّف نكنيم، بنابراين اگر صبى بواسطه حيازت مباحات مالى را بدست آورد يا تحت نظارت ولىّ و با اذن وى اجير شد و مالى را بعنوان اجرة المسمّى در مقابل عمل مستأجر عليه كسب كرد يا احيانا بدون اذن ولىّ اجير شد و از مستأجر مالى را بعنوان اجرة المثل دريافت كرد يا شخصى بوى امر نمود كه كارى را انجام دهد و در مقابل آن پ ولى بوى اعطاء كرد در تمام اين موارد صبى پ ول دريافت كرده را مالك شده ولىّ بر ولّى و غير ولىّ مستحب است از اين اموال اجتناب كرده و در آن تصرف نكنند.
البته حكم به استحباب اجتناب از مال صبى در وقتى است كه اگر وى مدّعى مالكيت آنرا شد صدق گ فتارش براى ما معلوم نباشد و احتمال يكى از وجوه محرمه را در آن بدهيم و اين حكم نظير رجحان اجتناب از اموال غير صبى است كه در اجتناب از محرمات و پ رهيز از مشتبهات سهلانگار باشد.
و بهرصورت اين قول كه معاملات صبى را نافذ و صحيح بدانيم در نهايت ضعف مىباشد.
شرح مطلوب
قوله: انّه ظهر ممّا ذكرنا: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد و مراد از « ما ذكرنا» تحقيقى است كه در اطراف بطلان عقد صبى فرمودند.
قوله: انّه لا فرق فى معاملة الصبى: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: من عموم النص: همچون حديث رفع قلم.
قوله: و الفتوى: يعنى فتواى مشهور.
قوله: فارسله: ضمير فاعلى به « ابو الدّرداء» و ضمير مفعولى به « عصفور » عود مىكند.
قوله: ردّها: ضمير فاعلى به « علّامه » و ضمير مفعولى به حكاية ابى الدّرداء